است ! او را بخوان و به او دستور ده دست از خدايان ما بردارد تا ما هم ناسزا به خداى او نگوئيم ! ابو طالب كسى را خدمت پيامبر ص فرستاد ، هنگامى كه پيامبر ص وارد خانه شد و به اطراف اطاق نگاه كرد ديد كسى جز مشركان در كنار ابو طالب نيست ، گفت :
السلام على من اتبع الهدى
« سلام بر كسانى كه پيرو هدايتند » ! سپس نشست ، ابو طالب سخنان آنها را براى پيامبر ص شرح داد .
پيامبر ص در جواب فرمود :
او هل لهم فى كلمة خير لهم يسودون بها العرب و يطاون اعناقهم :
« آيا آنها حاضرند جمله اى را با من موافقت كنند و در سايه آن بر تمام عرب پيشى گيرند و حكومت كنند » ؟ ! ابو جهل ( كه از اين سخن به وجد آمده بود و انتظار داشت كليد حكومت بر عرب را از دست پيامبر بگيرد ) گفت : بله موافقيم ، منظورت كدام جمله است ؟
پيغمبر ص فرمود :
تقولون لا إله الا اللَّه ! :
« بگوئيد معبودى جز اللَّه نيست » ! ( و اين بتها را كه مايه بدبختى و ننگ و عقبافتادگى شماست دور بريزيد ) .
هنگامى كه حضار اين جمله را شنيدند آن چنان وحشت كردند كه انگشتها در گوش گذاردند و با سرعت خارج شدند ، و مىگفتند ، چنين چيزى را تا كنون نشنيدهايم ، اين يك دروغ است .
اينجا بود كه آيات آغاز سوره « ص » نازل شد ( 1 ) .
هامش
( 1 ) « اصول كافى » ( طبق نقل نور الثقلين جلد 4 صفحه 441 ) .