لى الارض طهورا و مسجدا ، و احل لى المغنم و لا يحل لاحد قبلى ، نصرت بالرعب فهو يصير امامى مسيرة شهر ، و اعطيت الشفاعة فادخرتها لامتى يوم القيامة :
« پنج چيز خداوند به من مرحمت فرموده - و اين را از روى فخر و مباهات نمىگويم ( بلكه بعنوان شكر نعمت مىگويم ) - من به تمام انسانها از سفيد و سياه مبعوث شدم و زمين براى من پاك و پاك كننده و همه جاى آن مسجد و معبد قرار داده شده ، غنيمت جنگى براى من حلال است در حالى كه براى هيچكس قبل از من حلال نشده بود ، من به وسيله رعب و وحشت در دل دشمنان يارى شدهام ( و خداوند رعب ما را در دل خصم ما افكنده ) بطورى كه در پيشاپيش من به اندازه يك ماه راه طى طريق مىكند ، و مقام شفاعت به من داده شده و من آن را براى امتم در قيامت ذخيره كردهام » ( 1 ) .
گرچه در حديث فوق تصريحى به تفسير آيه نشده ، ولى احاديث ديگرى در اين زمينه داريم كه يا در آن تصريح به تفسير آيه شده ، و يا تعبير للناس كافة كه همان تعبير آيه فوق است آمده ( 2 ) و همگى نشان مىدهد كه آيه فوق ناظر به جهانى بودن دعوت پيامبر ص مىباشد تفسير ديگرى كه براى آيه ذكر شده از معنى دوم كف به معنى منع گرفته شده است طبق اين تفسير « كافه » صفت پيامبر مىشود ( 3 ) و منظور اين است : خداوند پيامبر را به عنوان يك « بازدارنده » براى انسانها از كفر و معصيت و گناه فرستاده است ، ولى تفسير اول نزديكتر به نظر مىرسد .
به هر حال از آنجا كه انسانها همه داراى غريزه جلب نفع و دفع ضرر
هامش
( 1 ) « تفسير مجمع البيان » ذيل آيات مورد بحث ، اين حديث در « در المنثور » نيز از ابن عباس نقل شده است .
( 2 ) « تفسير نور الثقلين » جلد 4 صفحه 255 و 226 .
( 3 ) گاهى « تاء » به اسم فاعل ملحق مىشود و معنى مبالغه را مىرساند نه تانيث مانند « راويه » .