( باز هم دقت كنيد ) .
بدون شك اين معنى در زمان نزول آيه بر تودههاى مردم روشن نبود ، ولى همان گونه كه گفتيم اين موضوع هيچ مشكلى ايجاد نمىكند ، زيرا كه آيات قرآن داراى معانى چند مرحله اى است ، در سطوح مختلف و براى استعدادهاى متفاوت .
يك روز از اين آيه چيزى مىفهميدند ، و امروز ما چيز بيشترى مىفهميم ، و شايد آيندگان از اينهم فراتر روند و بيشتر درك كنند و در عين حال همه اين معانى صحيح است و كاملا قابل قبول و در معنى آيه جمع است .
نكتهها :
1 - چرا شجر اخضر ؟
گاهى به ذهن مىرسد كه چرا قرآن در اينجا تعبير به « شجر اخضر » ( درخت سبز ) كرده است ؟ در حالى كه آتش افروختن با چوب تر بسيار مشكل است ، چه خوب بود به جاى آن الشجر اليابس ( چوب خشك ) مىفرمود ، تا با اين تعبير سازگار باشد ! ولى نكته جالب اينجا است كه تنها درختان سبزند كه مىتوانند عمل كربن - گيرى و ذخيره نور آفتاب را انجام دهند ، درختان خشك اگر صدها سال در معرض تابش آفتاب قرار گيرند ذرهاى به ذخيره انرژى حرارتى آنها افزوده نمىشود ، تنها موقعى قادر بر اين كار مهم هستند كه سبز و زنده باشند .
بنا بر اين فقط « شجر اخضر » است كه مىتواند « آتشگيره » ( وقود ) براى ما بسازد ، و گرما و نور را به شكل مرموزى در چوب سرد و مرطوب خود نگاه دارد ، اما به محض اينكه خشكيدند عمل كربنگيرى و ذخيره انرژى آفتاب تعطيل مىشود .
روى اين اصل تعبير فوق هم ترسيم زيبايى از چهره رستاخيز انرژيها است ،