زبانش باز مىشود و چون جاى انكار نيست زبان نيز اعتراف مىكند .
اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور از شهادت زبان تكلم معمولى نباشد بلكه تكلمى همچون تكلم ساير اعضا از درونش بر خيزد نه از برون ! ( در مورد تعداد گواهان در آن دادگاه عظيم ، و چگونگى گواهى آنان به خواست خدا ذيل آيات 19 - 23 سوره فصلت مشروحتر از اين سخن خواهيم گفت ) .
آخرين سخن اينكه گواهى اعضا مربوط به كفار و مجرمان است ، و گرنه مؤمنان حسابشان روشن است ، لذا در حديثى از امام باقر ع مىخوانيم :
« ليست تشهد الجوارح على مؤمن ، انما تشهد على من حقت عليه كلمة العذاب ، فاما المؤمن فيعطى كتابه بيمينه ، قال اللَّه عز و جل فَمَنْ أُوتِيَ كِتابَه بِيَمِينِه فَأُولئِكَ يَقْرَؤُنَ كِتابَهُمْ وَلا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا ) * » :
« اعضاى پيكر انسان بر ضد مؤمن گواهى نمىدهد ، بلكه گواهى بر ضد كسى مىدهد كه فرمان عذاب بر او مسلم شده ، و اما مؤمن نامه اعمالش را به دست راست او مىدهند ( و خودش آن را مىخواند ) همانگونه كه خداوند متعال فرموده :
آنها كه نامه اعمالشان به دست راستشان داده شد ( با سرفرازى و افتخار ) نامه اعمال خود را مىخوانند و كمترين ستمى به آنها نخواهد شد » ( 1 ) .
در آيه بعد اشاره به يكى از عذابهايى مىكند كه ممكن است خداوند در همين دنيا اين گروه مجرم را به آن مبتلا سازد ، عذابى دردناك و وحشتزا ، مىفرمايد : « اگر بخواهيم چشمان آنها را محو مىكنيم » ! ( * ( وَلَوْ نَشاءُ لَطَمَسْنا عَلى أَعْيُنِهِمْ ) * ) ( 2 ) .
هامش
( 1 ) « تفسير صافى » ذيل آيات مورد بحث .
( 2 ) « طمسنا » از ماده « طمس » ( بر وزن شمس ) به معنى محو كردن و از بين بردن آثار چيزى است ، و در اينجا اشاره به محو نور چشم يا محو خود چشم است بطورى كه چيزى از آن باقى نماند ، و به كلى محو گردد .