لذا در آيه بعد مىگويد : اين مساله به قدرى سريع و برقآسا و غافلگيرانه است كه « حتى توانايى بر وصيت و سفارش نخواهند داشت ، و حتى فرصت مراجعت به سوى خانواده و منزلهاى خود را پيدا نمىكنند » ! ( * ( فَلا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَلا إِلى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ ) * ) .
معمولا هنگامى كه حادثه اى به انسان دست مىدهد و انسان احساس مىكند پايان عمرش نزديك شده ، سعى مىكند هر جا هست خود را به منزل و ماواى خويش برساند ، و در ميان همسر و فرزندانش قرار گيرد ، سپس كارهاى نيمه تمام و سرنوشت بازماندگان خود را از طريق وصيت بر عهده اين و آن بگذارد و سفارش آنها را به ديگران بكند .
اما مگر صيحه پايان دنيا به كسى مجال مىدهد ؟ و يا به فرض اينكه مجالى باشد مگر كسى زنده مىماند كه توصيههاى انسان را بشنود ؟ و يا فى المثل زن و فرزند بر بالين همسر و پدر بنشينند و سر او را در آغوش گيرند تا به آرامش جان دهند ؟ هيچيك از اين امور ، امكان پذير نيست .
و اينكه مىبينيم « توصيه » به صورت نكره آمده اشاره به اين است كه حتى مجال يك توصيه و سفارش كوچك را نيز پيدا نمىكنند .
سپس به مرحله ديگر كه مرحله حيات بعد از مرگ است اشاره كرده ، مىگويد : « بار ديگر در صور دميده مىشود ، ناگهان همه آنها از قبرها بيرون آمده ، شتابان به سوى دادگاه پروردگارشان رهسپار مىشوند » ( * ( وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذا هُمْ مِنَ الأَجْداثِ إِلى رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ ) * ) .
خاكها و استخوانهاى پوسيده به فرمان پروردگار لباس حيات در تن مىپوشند ، و از قبر سر بر مىآورند ، و براى محاكمه و حساب در آن دادگاه عجيب حاضر مىگردند ، همانگونه كه با يك « صيحه » همگى مردند با يك ( نفخه )
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 409
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٠٩