اين تاكيدهاى مكرر دليل بر تاثير فوق العاده اين مشاهدات در نفوس انسانها است ، آنها بايد بروند و آنچه را در تاريخ خواندهاند و يا از مردم شنيدهاند با چشم ببينند .
بروند و فلك بر تاراج رفته فراعنه ، كاخهاى ويران شده كسراها ، قبرهاى درهم ريخته قيصرها ، و استخوانهاى پوسيده و خاك شده نمرودها ، و سرزمينهاى بلاديده قوم لوط و ثمود را از نزديك تماشا كنند ، و پندهاى خموشان را بشنوند ، و به خروش خفتگان در دل خاك گوش فرا دهند ، و آنچه را سرانجام بر سر خودشان خواهد آمد با چشم خود ببينند ! ( 1 ) .
هامش
( 1 ) يكى از شعراى معاصر اشعار جالبى در اين زمينه سروده اين حقيقت قرآنى را بعد از سفر به مصر و مشاهده آثار فراعنه با تعبيرهايى بسيار لطيف و جذاب در اشعار تكان دهنده خود آورده است ، مىگويد :به مصر رفتم و آثار باستان ديدم
به مصر آنچه شنيدم ز داستان ديدم
بسى چنين و چنان خوانده بودم از تاريخ
به مصر از تو چه پنهان كه بر عيان ديدم
تو كاخ ديدى و من خفتگان در دل خاك
هنوز در طلب ملك جاودان ديدم
تو تاج ديدى و من ملك رفته بر تاراج
تو عاج ديدى و من مشت استخوان ديدم
تو تخت ديدى و من بخت واژگون از تخت
تو صخره ديدى و من سخره زمان ديدم
گذشته در دل آينده آنچه پنهان داشت
به مصر از تو چه پنهان كه بر عيان ديدمدر زمينه « سير در ارض » و مطالعه در آثار تكوينى خدا و همچنين آثار گذشتگان و اثرات فوق العاده آن در ساختن روح انسان بحث مشروحى ذيل آيه 137 سوره آل عمران ( جلد سوم صفحه 102 ) داشتهايم .