هيچكس تا آن روز نتوانسته بود از مفتولهاى باريك و محكم آهن چيزى همچون زره ببافد كه همچون لباس به راحتى در تن برود و با حركات بدن نرم و روان باشد .
ولى ظاهر آيه اين است كه ، نرم شدن آهن در دست داود به فرمان الهى و به صورت اعجاز انجام مىگرفت ، چه مانعى دارد همان كسى كه به كوره داغ خاصيت نرم كردن آهن را داده ، همين خاصيت را به شكل ديگر در پنجههاى داود قرار دهد ؟ در بعضى از روايات اسلامى نيز به همين معنى اشاره شده است ( 1 ) .
در حديثى آمده است كه خداوند به داود وحى فرستاد
نعم العبد انت الا انك تاكل من بيت المال فبكى داود اربعين صباحا فالان اللَّه له الحديد و كان يعمل كل يوم درعا . . . فاستغنى عن بيت المال :
« تو بنده خوبى هستى جز اينكه از بيت المال ارتزاق مىكنى ، داود 40 روز گريه كرد ( و از خدا راه حلى خواست ) خداوند آهن را براى او نرم كرد ، زرهى مىساخت . . . و به اين وسيله از بيت المال بى نياز شد » ( 2 ) .
درست است كه بيت المال مصرف كسانى است كه خدمت بدون عوض به جامعه مىكنند ، و بارهاى زمين مانده مهم را بر مىدارند ، ولى چه بهتر كه انسان بتواند هم اين خدمت را بكند و هم از كد يمين - در صورت توانايى - امرار معاش نمايد ، و داود مىخواست چنين بنده ممتازى باشد .
به هر حال داود از اين توانايى كه خدا به او داده بود در بهترين طريق يعنى ساختن وسيله جهاد ، آن هم وسيله حفاظت در برابر دشمن ، استفاده مىكرد ، و هرگز از آن در وسائل عادى زندگى بهره گيرى ننمود ، و تازه از در آمد آن - طبق بعضى از روايات - علاوه بر اينكه زندگى ساده خود را اداره مىكرد چيزى
هامش
( 1 ) « تفسير برهان » جلد 3 صفحه 343 و تفسير « نور الثقلين » جلد 4 صفحه 315 .
( 2 ) مجمع البيان ذيل آيه مورد بحث .