اين نكته نيز شايان توجه است كه در روايات اسلامى در باره حدى از عمر كه براى بيدارى و تذكر انسان كافى است تعبيرات گوناگونى وارد شده است :
در بعضى به شصت سال تفسير شده ، چنان كه در حديثى از پيامبر اسلام ص مىخوانيم :
من عمره اللَّه ستين سنة فقد اعذر اليه :
« كسى را كه خدا شصت سال عمر به او داده راه عذر را بر او بسته » ( 1 ) .
همين معنى از امير مؤمنان على ع نيز نقل شده است ( 2 ) .
در حديث ديگرى از پيامبر گرامى اسلام ص مىخوانيم :
اذا كان يوم القيامة نودى ( اين ) ابناء الستين ؟ و هو العمر الذى قال اللَّه فيه : او لم نعمركم ما يتذكر فيه من تذكر :
« هنگامى كه روز قيامت شود منادى ندا كند انسانهاى شصت ساله كجا هستند ؟ اين همان عمرى است كه خداوند در باره آن فرموده : آيا ما شما را به مقدارى كه افراد متذكر شوند عمر نداديم » ؟ ! ( 3 ) .
ولى در حديث ديگرى از امام صادق ع مقدار آن فقط هيجده سال تعيين شده است ( 4 ) .
البته ممكن است روايت اخير اشاره به حد اقل ، و روايات قبل اشاره به حد اكثر باشد ، بنا بر اين منافاتى ميان اين روايات نيست ، حتى بر سنين ديگر نيز - به تفاوت افراد - قابل تطبيق است ، و به هر حال گسترده گى مفهوم آيه محفوظ خواهد بود .
در آخرين آيه مورد بحث به تقاضايى كه كفار در دوزخ براى بازگشت به دنيا دارند پاسخ مىگويد : « خداوند غيب آسمانها و زمين را مىداند ، چنين
هامش
( 1 و 2 ) « مجمع البيان » ذيل آيات مورد بحث .
( 3 ) تفسير « قرطبى » و تفسير « در المنثور » .
( 4 ) « مجمع البيان » ذيل آيه مورد بحث .