به هر حال توجه به محتواى اين آيه چنان آرامشى به انسان مؤمن مىدهد كه در برابر تمام حوادث مقاوم مىشود از هيچ مشكلى نمىترسد و از هيچ پيروزى مغرور نمىگردد ( 1 ) .
در آيه بعد به مساله « توحيد عبادت » بر اساس « توحيد خالقيت و رازقيت » اشاره كرده مىفرمايد :
« اى مردم نعمت خداوند را بر خودتان به ياد آوريد » ( * ( يا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّه عَلَيْكُمْ ) * ) .
درست فكر كنيد : اين همه مواهب و بركات ، و اين همه امكانات حياتى كه در اختيار شما قرار گرفته و در آن غوطه وريد منشأ اصلى و سرچشمه آنها كيست ؟ ! « آيا خالقى غير از خدا ، از آسمان و زمين به شما روزى مىدهد » ؟ ( * ( هَلْ مِنْ خالِقٍ غَيْرُ اللَّه يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَالأَرْضِ ) * ) .
چه كسى نور حياتبخش آفتاب ، و قطرات زنده كننده باران ، و امواج روحپرور نسيم را از آسمان به سوى شما مىفرستد ؟ و چه كسى معادن و ذخائر زمين و مواد غذايى و انواع گياهان و ميوهها و بركات ديگر را از اين زمين براى شما خارج مىكند ؟
اكنون كه مىدانيد سرچشمه همه اين بركات اوست ، پس بدانيد « معبودى جز او وجود ندارد و عبادت و پرستش تنها شايسته ذات پاك اوست » ( * ( لا إِله إِلَّا هُوَ ) * ) .
« با اينحال چگونه از طريق حق به سوى باطل منحرف مىشويد ؟ و به
هامش
( 1 ) قابل توجه اينكه ضمير در فلا ممسك لها به صورت مؤنث آمده ، و در فلا مرسل له به صورت مذكر ، چرا كه مرجع اولى كلمه « رحمت » است ، و دومى كلمه « ما » و نيز ضمير در « من بعده » ظاهرا به خداوند باز مىگردد ، يعنى بعد از خداوند هيچكس قادر به گشودن نيست - اين احتمال نيز داده شده است كه ضمير به امساك برگردد يعنى من بعد امساك اللَّه كه از نظر معنى تفاوت چندانى ندارد .