از منكر ، باز گردد ، ولى در بعضى ديگر از آيات قرآن اين تعبير بعد از مساله صبر مطرح شده كه احتمال اول را تقويت مىكند .
سپس لقمان به مسائل اخلاقى در ارتباط با مردم و خويشتن پرداخته ، نخست تواضع و فروتنى و خوشرويى را توصيه كرده مىگويد : « با بى اعتنايى از مردم روى مگردان » ( * ( وَلا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ ) * ) .
« و مغرورانه بر روى زمين راه مرو » ( * ( وَلا تَمْشِ فِي الأَرْضِ مَرَحاً ) * ) .
« چرا كه خداوند هيچ متكبر مغرورى را دوست نمىدارد » ( * ( إِنَّ اللَّه لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ ) * ) .
« تصعر » از ماده « صعر » در اصل يك نوع بيمارى است كه به شتر دست مىدهد و گردن خود را كج مىكند .
« مرح » ( بر وزن فرح ) به معنى غرور و مستى ناشى از نعمت است .
« مختال » از ماده « خيال » ، و « خيلاء » به معنى كسى است كه با يك سلسله تخيلات و پندارها خود را بزرگ مىبيند .
« فخور » از ماده « فخر » به معنى كسى است كه نسبت به ديگران فخر فروشى مىكند ( تفاوت « مختال » و « فخور » در اين است كه اولى اشاره به تخيلات كبرآلود ذهنى است ، و دومى به اعمال كبر آميز خارجى است ) .
و به اين ترتيب لقمان حكيم در اينجا از دو صفت بسيار زشت ناپسند كه مايه از هم پاشيدن روابط صميمانه اجتماعى است اشاره مىكند : يكى تكبر و بى اعتنايى ، و ديگر غرور و خودپسندى است كه هر دو در اين جهت مشتركند كه انسان را در عالمى از توهم و پندار و خود برتر بينى فرو مىبرند ، و رابطه او را از ديگران قطع مىكنند .
مخصوصا با توجه به ريشه لغوى « صعر » روشن مىشود كه اين گونه صفات
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 54
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٤