اين دگرگونى يا از نظر رنگ چهرهها است كه گاه سرخ و كبود مىشود و گاه زرد و پژمرده ، و يا از نظر قرار گرفتن بر شعلههاى آتش است كه گاه اين سمت صورت آنها بر آتش قرار مىگيرد ، و گاه سمت ديگر ( نعوذ باللَّه ) .
اينجاست كه فريادهاى حسرتبارشان بلند مىشود و « مىگويند : اى كاش ما خدا و پيامبرش را اطاعت كرده بوديم » ( * ( يَقُولُونَ يا لَيْتَنا أَطَعْنَا اللَّه وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا ) * ) .
كه اگر اطاعت مىكرديم چنين سرنوشت دردناكى در انتظار ما نبود .
« و مىگويند پروردگارا ! ما رؤسا و بزرگترهاى خود را اطاعت كرديم و آنها ما را گمراه ساختند ( * ( وَقالُوا رَبَّنا إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَكُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا ) * ) » .
« ساده » جمع « سيد » به معنى مالك بزرگى است كه تدبير شهرهاى مهم و يا كشورى را بر عهده دارد و « كبراء » جمع « كبير » به معنى افراد بزرگ است خواه از نظر سن ، يا علم ، يا موقعيت اجتماعى ، و يا مانند آن .
به اين ترتيب « ساده » اشاره به رؤساى بزرگ محيط است و « كبراء » كسانى هستند كه زير نظر آنها به اداره امور مىپردازند ، و معاون و مشاور آنها محسوب مىشوند ، در حقيقت اطاعت ساده را به جاى اطاعت خدا قرار داديم و اطاعت كبراء را بجاى اطاعت پيامبران ، و لذا گرفتار انواع انحرافات و انواع بدبختيها شديم .
بديهى است معيار « سيادت » و « بزرگى » در ميان آنها همان معيارهاى
هامش
( 1 ) الف در « الرسولا » و همچنين « السبيلا » ( با توجه به اينكه هرگز تنوين با الف و لام جمع نمىشود ) « الف اطلاق » و براى هماهنگى آخر آيه هاست .