ص بخواهد به انتظارات آنها پاسخ گويد و زنانى را هر چند به صورت عقد ، و نه به صورت عروسى ، در اختيار خود گيرد ، دردسرهاى فراوانى ايجاد مىشود .
لذا خداوند حكيم با يك قانون محكم جلو اين كار را گرفت و او را از هر گونه ازدواج مجدد و يا تبديل زنان موجود نهى كرد .
در اين وسط شايد افرادى بودند كه براى رسيدن به مقصود خود به اين بهانه متوسل مىشدند كه همسران تو غالبا بيوه هستند ، و در ميان آنها زنان مسنى يافت مىشوند كه هيچ بهره اى از جمال ندارند ، شايسته است كه با زنى صاحب جمال ازدواج كنى ، قرآن مخصوصا روى اين مساله نيز تكيه و تاكيد مىكند كه حتى اگر زنان صاحب جمالى نيز باشند حق ازدواج با آنها نخواهى داشت .
بعلاوه حقشناسى ايجاب مىكرد كه بعد از وفادارى همسرانش با او و ترجيح دادن زندگى ساده معنوى پيامبر ص را بر هر چيز ديگر ، خداوند براى حفظ مقام آنها چنين دستورى را به پيامبر ص بدهد .
و اما در مورد كنيز كه مجاز شده به خاطر آنست كه مشكل و گرفتارى پيامبر ص از ناحيه زنان آزاد بود ، لذا ضرورتى نداشت كه اين حكم در اين مورد محدود شود هر چند پيامبر ص از اين استثناء نيز طبق گواهى تاريخ استفاده نكرد .
اين چيزى است كه از ظاهر آيه به نظر مىرسد .
2 - روايات مخالف
در روايات متعددى كه بعضى از نظر سند ضعيف و بعضى قابل ملاحظه است جمله لا * ( يَحِلُّ لَكَ النِّساءُ مِنْ بَعْدُ ) * اشاره به زنانى گرفته شده كه در آيه 23 و 24 سوره نساء تحريم آن بيان گرديده است ( مادر و دختر و خواهر و عمه و خاله و . . . )