2 - تسليم در برابر حق روح اسلام است
بدون شك استقلال فكرى و روحى انسان اجازه نمىدهد كه بى قيد و شرط تسليم كسى شود ، چرا كه او هم انسانى است مثل خودش ، و ممكن است در مسائلى اشتباهاتى داشته باشد .
اما هنگامى كه مساله به خداوند عالم و حكيم و پيامبرى كه از او سخن مىگويد و به فرمان او گام بر مىدارد مىرسد تسليم مطلق نبودن دليل بر گمراهى است ، چرا كه فرمانش كمترين خطا و اشتباهى ندارد .
و از اين گذشته فرمان او حافظ منافع خود انسان است ، و چيزى نيست كه به ذات پاك خدا برگردد ، آيا ممكن است هيچ انسان عاقلى با تشخيص اين حقيقت مصالح خود را زير پا بگذارد ؟
از همه اينها گذشته ما از آن او هستيم ، و هر چه داريم از او است ، و جز تسليم در برابر او كارى نمىتوانيم داشته باشيم .
لذا در سراسر قرآن آيات فراوانى ديده مىشود كه به اين مساله اشاره مىكند :
گاه مىگويد : پيروان واقعى انبيا كسانى هستند كه در برابر حكم خدا و رسولش مىگويند شنيديم و اطاعت كرديم « إِنَّما كانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّه وَرَسُولِه لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنا وَأَطَعْنا وَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ » ( نور - 51 ) .
و گاه مىگويد : « سوگند به پروردگارت آنها به حقيقت ايمان نمىرسند تا زمانى كه تو را در اختلافاتشان حكم سازند ، و سپس در دل خود از داورى تو كوچكترين ناراحتى نداشته باشند و كاملا تسليم شوند » فَلا وَرَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيماً « ( نساء - 65 ) .