از يك سو .
از سوى ديگر « گروهى از همين منافقين كه در مدينه خانه داشتند از پيامبر ص اجازه مىخواستند كه باز گردند و براى بازگشت خود عذرتراشى مىكردند از جمله مىگفتند : خانههاى ما ديوار و در و پيكر درستى ندارد ، در حالى كه چنين نبود ، آنها فقط مىخواستند صحنه را خالى كرده فرار كنند » ( * ( وَيَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنا عَوْرَةٌ وَما هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُرِيدُونَ إِلَّا فِراراً ) * ) .
واژه « عوره » در اصل از ماده « عار » است ، و به چيزى گفته مىشود كه آشكار ساختنش موجب عار باشد ، به شكافهايى كه در لباس يا ديوار خانه ظاهر مىشود ، و همچنين به نقاط آسيب پذير مرزها ، و آنچه انسان از آن بيم و وحشت دارد نيز « عوره » گفته مىشود ، در اينجا منظور خانه هايى است كه در و ديوار مطمئنى ندارد و بيم حمله دشمن به آن مىرود .
« منافقان » با مطرح ساختن اين عذرها مىخواستند ميدان جنگ را ترك كرده و به خانههاى خود پناه برند .
در روايتى آمده است كه طايفه « بنى حارثه » كسى را خدمت پيامبر ص فرستادند و گفتند خانههاى ما بدون حفاظ است و هيچيك از خانههاى انصار همچون خانههاى ما نيست ، و ميان ما و طايفه « غطفان » كه از شرق مدينه هجوم آوردهاند حايل و مانعى وجود ندارد ، اجازه فرما به خانههاى خود باز گرديم و از زنان و فرزندانمان دفاع كنيم ، پيامبر ص به آنها اجازه داد . ( 1 )
اين موضوع به گوش « سعد بن معاذ » ، بزرگ انصار رسيد ، به پيامبر ص عرض كرد به آنها اجازه نفرما ، به خدا سوگند تا كنون هر مشكلى براى ما پيش آمده اين گروه همين بهانه را پيش كشيدهاند ، اينها دروغ مىگويند ،
هامش
( 1 ) تفسير فى ظلال جلد 6 صفحه 554 .