در آورد تا روشن شود اين الفاظ تو خالى نمىتواند واقعيتها را دگرگون سازد ، چرا كه رابطه پدرى و فرزندى يك رابطه طبيعى است و با الفاظ و قرار دادها و شعارها هرگز حاصل نمىشود .
گر چه بعدا خواهيم گفت كه ازدواج پيامبر با همسر مطلقه زيد جنجال بزرگى در ميان دشمنان اسلام بر پا كرد ، و دستاويزى براى تبليغات سوء آنها شد ولى اين جنجالها به كوبيدن اين سنت جاهلى ارزش داشت .
لذا قرآن بعد از اين جمله مىافزايد : « اين سخنى است كه شما به زبان مىگوئيد » ( * ( ذلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْواهِكُمْ ) * ) .
مىگوئيد فلان كس پسر من است ، در حالى كه در دل مىدانيد قطعا چنين نيست ، اين امواج صوتى فقط در فضاى دهان شما مىپيچد و خارج مىشود ، و هرگز از اعتقاد قلبى سرچشمه نمىگيرد .
اينها سخنان باطلى بيش نيست « اما خداوند حق مىگويد و به راه راست هدايت مىكند » ( * ( وَاللَّه يَقُولُ الْحَقَّ وَهُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ ) * ) .
سخن حق به سخنى گفته مىشود كه با واقعيت عينى تطبيق كند ، يا اگر يك مطلب قرار دادى است هماهنگ با مصالح همه اطراف قضيه باشد ، و مىدانيم مساله ناپسند « ظهار » در عصر جاهليت ، و يا « پسرخواندگى » كه حقوق فرزندان ديگر را تا حد زيادى پايمال مىكرد نه واقعيت عينى داشت و نه قرار دادى حافظ مصلحت عموم بود .
سپس قرآن براى تاكيد بيشتر و روشن ساختن خط صحيح و منطقى اسلام چنين مىافزايد : « آنها را به نام پدرانشان بخوانيد كه اين كار نزد خدا عادلانه تر است » ( * ( ادْعُوهُمْ لآبائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّه ) * ) .
تعبير به « اقسط » ( عادلانه تر ) مفهومش اين نيست كه اگر آنها را به نام
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 197
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٩٧