قرآن مجيد بگويد كه در اين صورت جمله معترضه خواهد بود ، و مىدانيم جمله معترضه خلاف ظاهر است ، و تا نيازى به آن نباشد نبايد به سراغ آن رفت .
تنها سؤالى كه در اين تفسير باقى مىماند مساله به كار رفتن كلمه « لقاء » در مورد كتاب آسمانى است ، چه اينكه در قرآن غالبا اين كلمه با اضافه به اللَّه يا « رب » يا « آخرت » و مانند آن به كار رفته ، و اشاره به قيامت است .
به همين دليل بعضى اين احتمال را در اينجا ترجيح دادهاند كه بگوئيم آيه فوق نخست از نزول تورات بر موسى ع سخن مىگويد ، و بعد به پيامبر اسلام ص دستور مىدهد كه در « لقاء اللَّه و مساله معاد » ترديد نكند ، و باز مجددا به مساله تورات باز مىگردد .
ولى بايد تصديق كرد كه در اين صورت تناسب ميان جملههاى اين آيه به كلى به هم مىخورد و انسجام آن را متلاشى مىسازد .
ولى بايد توجه داشت كه تعبير « لقاء » گر چه در قرآن در مورد دريافت كتب آسمانى به كار نرفته ، اما « القاء » و « تلقى » كرارا در اين معنى استعمال شده است ، چنان كه در آيه 25 سوره قمر مىخوانيم : أَ أُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْه مِنْ بَيْنِنا :
« آيا از ميان همه ما قرآن بر محمد القاء شده است » ؟ ! و در داستان سليمان و ملكه سبا مىخوانيم هنگامى كه نامه سليمان به او رسيد گفت : إِنِّي أُلْقِيَ إِلَيَّ كِتابٌ كَرِيمٌ : « نامه پر ارزشى به من القاء شده » ( نمل - 29 ) .
و در همين سوره آيه 6 در مورد قرآن مجيد چنين مىخوانيم : وَإِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ : « تو قرآن را از سوى خداوند حكيم و عليم تلقى مىكنى » .
بنا بر اين فعل « القاء » و « تلقى » به طور مكرر در اين مورد به كار رفته است .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 164
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٦٤