عترت را كشتند و تمام ودايع خدا را درهم شكسته و از بين بردهاند .
تفسير عياشى : ص 4 و 5 - مفضل بن صالح از يكى از اصحاب خود نقل كرد كه پيامبر اكرم روز جمعه بود از نماز ظهر خطبه اى براى مردم ايراد نمود فرمود مردم خداوند مرا خبر داده كه هر پيامبرى نصف عمر پيامبر قبل از خود را مى - نمايد من گمان ميكنم به زودى دعوت حق را لبيك گويم از من بازخواست خواهند كرد و شما نيز مسئول هستيد آيا من رسالت خود را بشما رساندهام اكنون چه ميگوئيد .
گفتند : ما گواهى ميدهيم كه شما تبليغ رسالت نمودى و نصيحت كردى و پيكار نمودى خداوند جزاى خير بشما عنايت كند . فرمود : خدايا تو گواه باش .
آنگاه رو بمردم نموده فرمود : مگر شما گواهى نميدهيد خدائى جز آفريدگار جهان نيست و محمد پيامبر و رسول اوست بهشت حق و جهنم واقعيت دارد و زنده كردن بعد از مرگ هست گفتند چرا فرمود : خدايا گواه باش .
بعد فرمود مردم خدا مولاى من و من نسبت بمؤمنين از جانشان گرامى ترم بدانيد هر كس من آقا و رهبر اويم على آقا و رهبر اوست خدايا دوست بدار دوست علي را و دشمن بدار دشمن علي را .
بعد فرمود من بر شما سبقت مىگيرم و شما در حوض بر من وارد مىشويد حوضى كه عرض آن بفاصله اينجا تا صنعاء است ، در آن حوض بعدد ستارگان قدح نقره است . من از شما وقتى در حوض وارد شويد راجع به دو امانت گران خواهم پرسيد دقت كنيد با آن دو چگونه رفتار خواهيد كرد .
پرسيدند آن دو امانت چيست فرمود امانت گرانتر كتاب خداست كه يك طرف آن بدست خدا و يكطرف بدست شما است دست از آن بازنداريد تا گمراه نشويد و خوار نگرديد عترت من اهل بيت منند خداوند به من اطلاع داده كه آنها از يك ديگر جدا نمىشوند تا مرا ببينند من نيز از خدا همين درخواست را نمودهام
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 91
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٩١