تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
و دستور او را در امر و نهى پذيرفته است كتاب و نامه را نمىتوان بچنين امتيازى اختصاص داد جز اينكه از بابت مجاز گفته شود با اينكه حمل كلام را به ظاهر آن بهتر است جز در مواردى كه مجبور باشيم از ظاهر دست بكشيم . ديگر اينكه يكى از دو خبر متضمن بيعت و پيمان امام است ما ميدانيم كه كتاب و نامه بيعتى بر گردن مردم ندارد و صحيح نيست بگوئيم كتاب بر گردن مردم پيمانى دارد از توضيح گذشته معلوم مىشود كه تفسير امام را بكتاب سخن صحيح نيست . اگر بگويند شما منكر نيستيد كه امام در اين آيه خود پيامبر باشد جواب داده مىشود . پيامبر اكرم با مرگ از امت جدا شده در يكى از دو خبر مىگويد امام زمان . مضمون خبر شاهد است بر اينكه امام بايد زنده و سخن گو و موجود در زمان باشد كسى كه از دنيا رفته باشد نمىگويند امام است مگر به همان تقريبى كه در مورد كتاب گفتيم از روى مجاز اگر مىشد شخص فوت شده را پيشوا دانست بايد ابراهيم خليل را امام زمان خود بدانيم ، زيرا ما بدين و شريعت او ملتزم و عامل هستيم ، اين سخن صحيح نيست مگر از روى استعاره و مجاز . ظاهر سخن پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلم « من مات و هو لا يعرف امام زمانه » دليل بر اينست كه هر زمانى امامى دارد كه بايد به او مراجعه نمود و از او پيروى كرد اين مطلب واضحى است و از آن جمله اين سخن پيامبر است كه تمام مسلمانان بر آن اجماع دارند فرمود : « انى مخلف فيكم ما ان تمسكتم به لن تضلوا : كتاب اللَّه و عترتى اهل بيتى و انهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض » من ميان شما چيزى را ميگذارم كه اگر چنگ به آن بزنيد گمراه نمىشويد كتاب خدا و عترتم ، اين دو از يك ديگر جدا نخواهد شد تا در حوض كوثر بر من وارد شوند .
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 63 | العلامة المجلسي / موسى خسروى