* ( كَثِيراً ) * ) ( 1 ) .
قوم عاد همان قوم هود پيامبر بزرگ خدا هستند ، كه از سرزمين احقاف ( يا يمن ) مبعوث شد ، و قوم ثمود ، قوم پيامبر خدا صالح هستند كه از سرزمين وادى القرى ( ميان مدينه و شام ) مبعوث گرديد ، و اما درباره « اصحاب رس » ، در پايان اين سخن بحث خواهيم كرد .
« قرون » جمع « قرن » در اصل به معنى جمعيتى است كه در يك زمان با هم زندگى مىكنند ، سپس به يك زمان طولانى ( چهل سال يا يكصد سال نيز اطلاق شده است ) .
ولى ما هرگز آنها را غافلگيرانه مجازات نكرديم ، بلكه « براى هر يك از آنها مثلها زديم » ( * ( وَكُلًّا ضَرَبْنا لَه الأَمْثالَ ) * ) .
به ايرادهاى آنها پاسخ گفتيم ، همچون پاسخ ايرادهايى كه به تو مىكنند ، احكام الهى را براى آنها روشن ساختيم و حقايق دين را تبيين نموديم .
اخطار كرديم ، انذار نموديم ، و سرنوشت و داستانهاى گذشتگان را براى آنها بازگو كرديم .
اما هنگامى كه هيچيك از اينها سودى نداد « هر يك از آنها را در هم شكستيم و هلاك كرديم » ( * ( وَكُلًّا تَبَّرْنا تَتْبِيراً ) * ) ( 2 ) .
و سرانجام در آخرين آيه مورد بحث ، اشاره به ويرانههاى شهرهاى قوم لوط
هامش
( 1 ) كلمه عادا و ثمود ، عطف بر ضمير « هم » در جمله دمرناهم است ، بعضى نيز احتمال دادهاند كه عطف به « هم » در « جعلناهم » و يا عطف بر محل « الظالمين » بوده باشد ، اما احتمال اول مناسبتر است .
( 2 ) « تتبير » از ماده « تبر » ( بر وزن ضرر و بر وزن صبر ) به معنى هلاك شدن و در هم شكستن است .