برمىخاستند و كمر دشمنى آنان را مىبستند .
ولى بدان تو تنها و بدون ياور نيستى « همين بس كه خدا هادى و راهنما ، و يار و ياور تو است » ( * ( وَكَفى بِرَبِّكَ هادِياً وَنَصِيراً ) * ) .
نه وسوسههاى آنها مىتواند تو را گمراه سازد چرا كه هاديت خدا است ، و نه توطئههاى آنها مىتواند تو را در هم بشكند چرا كه ياورت پروردگار است كه علمش برترين علمها و قدرتش ما فوق همه قدرتها است .
خلاصه تو بايد بگويى :
هزار دشمنم ار مىكنند قصد هلاك
توام چو دوستى از دشمنان ندارم باك
باز در آيه بعد به يكى ديگر از بهانه جوئيهاى اين مجرمان بهانه جو اشاره كرده مىگويد : « كافران گفتند : چرا قرآن يك جا بر او نازل نمىشود » ؟ ! ( * ( وَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْه الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً ) * ) .
مگر نه اين است كه همه آن از سوى خدا است ؟ آيا بهتر نيست كه اول و آخر و تمام محتواى اين كتاب يك جا نازل شود تا مردم بيشتر به عظمت آن واقف گردند ؟ خلاصه چرا اين آيات تدريجا و با فواصل مختلف زمانى نازل مىگردد ؟
البته براى افراد سطحى مخصوصا اگر بهانه جو باشند ، اين اشكال در كيفيت نزول قرآن پيدا خواهد شد كه چرا اين كتاب بزرگ آسمانى كه پايه و مايه همه چيز مسلمانان و محور همه قوانين سياسى و اجتماعى و حقوقى و عبادى آنان است يك جا به صورت كامل بر پيامبر اسلام ص نازل نشد ، تا مردم پيوسته آن را از آغاز تا انجام بخوانند و از محتوايش آگاه شوند ؟
اصولا بهتر بود خود پيامبر ص نيز از تمام اين قرآن يك جا با خبر باشد تا هر چه مردم از او مىخواهند و مىپرسند فورا پاسخ گويد .
ولى در دنباله همين آيه به آنها چنين پاسخ مىگويد :