سپس از مرحله زندگى دنيا پا را فراتر گذارده ، به زندگى جاويدان در سراى آخرت مىپردازد تا روشن سازد كه من همه جا بر سر خوان نعمت او نشستهام نه فقط در دنيا كه در آخرت نيز هم .
مىگويد : « او كسى است كه مرا مىميراند و بار ديگر زنده مىكند » ( * ( وَالَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ ) * ) .
آرى هم مرگ من از او است و هم بازگشت مجدد به زندگى از ناحيه او است .
و هنگامى كه وارد عرصه محشر شوم ، چشم اميدم به او دوخته شده چرا كه « او كسى است كه طمع دارم گناهم را در روز جزا بيامرزد » ( * ( وَالَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ ) * ) .
بدون شك پيامبران معصومند و گناهى ندارند كه بخشوده شود ، ولى چنان كه در گذشته هم گفتهايم گاهى حسنات نيكان ، گناه مقربان محسوب مىشود ، و در مقام والاى آنان گاه انجام يك كار خوب نيز قابل بازخواست است ، چرا كه از كار نيكوترى جلوگيرى كرده ، و لذا ترك اولايش مىنامند .
او هرگز تكيه بر اعمال نيك خود نمىكند كه اينها در جنب كرم الهى ، هيچ است و در مقابل نعمتهايش قابل ذكر نيست ، بلكه تنها تكيه اش بر لطف خدا است ، و اين آخرين مرحله انقطاع الى اللَّه است .
كوتاه سخن اينكه : ابراهيم براى مشخص ساختن معبود حقيقى ، نخست به سراغ « خالقيت » پروردگار مىرود ، سپس مقام ربوبيت او را در همه مراحل روشن مىسازد .
نخست مرحله هدايت است ، سپس مرحله « نعمتهاى مادى » - اعم از ايجاد
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 258
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٥٨