پروردگار من است ، چنين آفريدگار و مدبر و نظم دهنده اى شايسته پرستش است نه موجود ضعيف و ناچيزى همچون تو ! توجه به اين حقيقت نيز لازم است كه بت پرستان معتقد بودند هر يك از موجودات اين عالم ، ربى دارد ، و جهان را تركيبى از نظامات پراكنده مىشمردند ، اما سخن موسى ع اشاره به اين حقيقت است كه اين نظام واحد كه بر مجموعه عالم هستى حكمفرما است دليل بر اين است كه « رب واحدى » دارد .
جمله « * ( إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ ) * » ممكن است اشاره به اين مطلب باشد كه موسى مىخواهد تلويحا به فرعون و يارانش بفهماند كه من مىدانم هدف شما از اين سؤال ، درك حقيقت نيست اما اگر در جستجوى حقيقت باشيد و صاحب عقل و شعور ، همين استدلال كه كردم كافى است ، كمى چشمتان را بگشائيد و ساعتى در اين آسمانهاى وسيع و زمين گسترده و آثارش بينديشيد تا دانستنيها را بدانيد و جهانبينى خود را تصحيح كنيد .
اما فرعون با اين بيان محكم معلم بزرگ آسمانى ، از خواب غفلت بيدار نشد ، باز به استهزاء و سخريه ادامه داد ، و از روش ديرينه مستكبران مغرور پيروى كرد « رو به اطرافيان خود كرده گفت : آيا نمىشنويد اين مرد چه مىگويد » ؟ ! ( * ( قالَ لِمَنْ حَوْلَه أَ لا تَسْتَمِعُونَ ) * ) .
پيدا است اطراف فرعون را چه افرادى گرفتهاند ، اشخاصى از قماش خود او ، گروهى از صاحبان زر و زور و همكاران ظلم و ستم .
ابن عباس مىگويد : اطرافيان او در آنجا پانصد نفر بودند كه از خواص قوم او محسوب مىشدند ( 1 ) .
هدفش اين بود كه اين سخن منطقى و دلنشين موسى در قلب تاريك اين گروه
هامش
( 1 ) تفسير ابو الفتوح رازى ذيل آيه مورد بحث .