5 - و گفتند اين همان افسانههاى پيشينيان است كه وى آن را رونويس كرده ، و هر صبح و شام بر او املا مىشود .
6 - بگو : كسى آن را نازل كرده است كه اسرار آسمانها و زمين را مىداند ، او غفور و رحيم بوده و هست .
تفسير : تهمتهاى رنگارنگ .
اين آيات در حقيقت دنباله اى است براى بحثى كه در آيات گذشته در مورد مبارزه با شرك و بت پرستى ، و سپس ادعاهاى بى پايه بت پرستان در باره بتها ، و اتهاماتشان درباره قرآن و شخص پيامبر ص آمده است .
آيه نخست مشركان را در واقع به محاكمه مىكشد و براى برانگيختن و جدان آنها ، با منطقى روشن و ساده و در عين حال قاطع و كوبنده سخن مىگويد مىفرمايد : « آنها خدايانى غير از پروردگار عالم كه اوصافش قبلا گذشت ، انتخاب كردند ، خدايانى كه مطلقا خالق چيزى نيستند ، بلكه خودشان مخلوقند » ( * ( وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِه آلِهَةً لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَهُمْ يُخْلَقُونَ ) * ) .
معبود حقيقى ، خالق عالم هستى است ، در حالى كه آنها درباره بتها چنين ادعايى را نداشتند بلكه آنها را « مخلوق » خدا مىدانستند .
وانگهى انگيزه آنها براى پرستش بتها چه مىتواند باشد ؟ « بتهايى كه حتى مالك سود و زيان خود و مالك مرگ و حيات و رستاخيز خويش نيستند » تا چه رسد به ديگران ( * ( وَلا يَمْلِكُونَ لأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَلا نَفْعاً وَلا يَمْلِكُونَ مَوْتاً وَلا حَياةً وَلا نُشُوراً ) * ) .
اصولى كه براى انسان اهميت دارد همين پنج امر است : مساله سود و زيان و مرگ و زندگى و رستاخيز .
براستى اگر كسى مالك اصلى اين امور نسبت به ما باشد شايسته پرستش