مىكند .
بعلاوه مىدانيم پاكيزه كردن روح از آلودگيها به وسيله غسل و وضو نيز با آب انجام مىگيرد پس اين مايع حياتبخش هم پاك كننده روح است و هم جسم .
اما اين خاصيت پاك كننده بودن با تمام اهميتى كه دارد در درجه دوم قرار داده شده ، لذا در آيه بعد اضافه مىكند « هدف ما از نزول باران اين است كه سرزمين مرده را به وسيله آن زنده كنيم » ( * ( لِنُحْيِيَ بِه بَلْدَةً مَيْتاً ) * ) ( 1 ) .
و نيز « اين آب حياتبخش را براى نوشيدن در اختيار مخلوقانى كه آفريدهايم :
چهارپايان و انسانهاى بسيار ، بگذاريم « ( * ( وَنُسْقِيَه مِمَّا خَلَقْنا أَنْعاماً وَأَناسِيَّ كَثِيراً ) * ) .
در اينجا چند نكته قابل توجه است :
1 - در اين آيه سخن از چهارپايان و انسانهاى بسيار به ميان آمده ، هر چند تمام حيوانات و انسانها از آب باران استفاده مىكنند .
اين به خاطر آن است كه اشاره به بيابانگردان و چادرنشينانى كند كه مطلقا آبى در اختيار ندارند و به طور مستقيم از آب باران استفاده مىكنند ، اين نعمت بزرگ براى آنها محسوستر است ، هنگامى كه قطعه ابرى در آسمان ظاهر مىشود ، رگبارى مىزند و گودالها پر از آب زلال باران مىشود حيواناتشان سيراب و خودشان نيز از آن مىنوشند ، جنبش حيات و زندگى را در وجود خود و چهارپايانشان به خوبى احساس مىكنند .
2 - جمله « نسقيه » از ماده « اسقاء » است ، و تفاوت آن با « سقى » ، چنان كه
هامش
( 1 ) بايد توجه داشت كه « بلدة » در اينجا به معنى بيابان و صحرا است ، و با اينكه اين لفظ مؤنث است صفت آن كه « ميتا » مىباشد به صورت مذكر آمده به خاطر اينكه به معنى مكان است و مكان مذكر مىباشد .