خلاصه هر چه در اين پديده عجيب عالم خلقت ( نور ) بيشتر مىنگريم و دقيقتر مىشويم آثار گرانبها و بركات عظيم آن آشكارتر مىشود .
حال با در نظر گرفتن اين دو مقدمه اگر بخواهيم براى ذات پاك خدا تشبيه و تمثيلى از موجودات حسى اين جهان انتخاب كنيم ( گر چه مقام با عظمت او از هر شبيه و نظير برتر است ) آيا جز از واژه « نور » مىتوان استفاده كرد ؟ ! همان خدايى كه پديد آورنده تمام جهان هستى است ، روشنى بخش عالم آفرينش است ، همه موجودات زنده به بركت فرمان او زندهاند ، و همه مخلوقات بر سر خوان نعمت او هستند كه اگر لحظه اى چشم لطف خود را از آنها باز گيرد همگى در ظلمت فنا و نيستى فرو مىروند .
و جالب اينكه هر موجودى به هر نسبت با او ارتباط دارد به همان اندازه نورانيت و روشنايى كسب مىكند :
قرآن نور است چون كلام اوست .
آئين اسلام نور است چون آئين او است .
پيامبران نورند چون فرستادگان اويند .
امامان معصوم انوار الهى هستند چون حافظان آئين او بعد از پيامبرانند .
« ايمان » نور است چون رمز پيوند با او است .
علم نور است چون سبب آشنايى با او است .
بنا بر اين * ( اللَّه نُورُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * .
بلكه اگر نور را به معنى وسيع كلمه به كار بريم يعنى « هر چيزى كه ذاتش ظاهر و آشكار باشد و ظاهر كننده غير » در اين صورت به كار بردن كلمه « نور » در ذات پاك او جنبه تشبيه هم نخواهد داشت ، چرا كه چيزى در عالم خلقت از او آشكارتر نيست ، و تمام آنچه غير او است از بركت وجود او آشكار است .
در كتاب « توحيد » از « امام على بن موسى الرضا » ع چنين آمده :
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 474
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٧٤