زناشويى نيستند ، و اگر هم دروغ باشد عواطف زن آن چنان جريحه دار شده كه بازگشت به زندگى مجدد را مشكل مىسازد ، چرا كه نه سردى بلكه عداوت و دشمنى محصول چنين امرى است .
و از سوى پنجم تكليف فرزند را هم روشن مىسازد .
اين است فضل و رحمت خداوند و تواب و حكيم بودنش نسبت به بندگان كه با اين راه حل ظريف و حساب شده و عادلانه مشكل را گشوده است ، و اگر درست بينديشم حكم اصلى يعنى لزوم چهار شاهد نيز به كلى شكسته نشده ، بلكه هر يك از اين چهار « شهادت » را در مورد زن و شوهر جانشين يك « شاهد » كرده ، و بخشى از احكام آن را براى اين قائل شده است .
نكتهها :
1 - چرا حكم قذف در مورد دو همسر تخصيص خورده ؟
نخستين سؤالى كه در اينجا مطرح مىشود همين است كه دو همسر چه خصوصيتى دارند كه اين حكم استثنايى در مورد اتهام آنها صادر شده ؟
پاسخ اين سؤال را از يك سو مىتوان در شان نزول آيه پيدا كرد و آن اينكه هر گاه مردى همسرش را با بيگانه اى ببيند اگر بخواهد سكوت كند براى او امكان پذير نيست ، چگونه غيرتش اجازه مىدهد هيچگونه عكس العملى در برابر تجاوز به حريم ناموسش نشان ندهد ؟ اگر بخواهد نزد قاضى برود و فرياد بكشد كه فورا حد قذف درباره او اجرا مىشود ، زيرا قاضى چه مىداند كه او راست مىگويد شايد دروغ باشد ، و اگر بخواهد چهار شاهد بطلبد اين نيز با حيثيت و آبروى او نمىسازد ، بعلاوه ممكن است ماجرا در اين ميان پايان گيرد .
از سوى ديگر افراد بيگانه زود يكديگر را متهم مىسازند ولى مرد و زن كمتر يكديگر را به اين مسائل متهم مىكنند ، و به همين دليل در مورد بيگانگان