108 - مىگويد دور شويد در دوزخ ، و با من سخن مگوييد .
109 - ( فراموش كردهايد ) گروهى از بندگان من مىگفتند : پروردگارا ! ما ايمان آورديم ، ما را ببخش و بر ما رحم كن ، و تو بهترين رحم كنندگانى .
110 - اما شما آنها را به باد مسخره گرفتيد و آنها شما را از ياد من غافل كردند و شما از آنها مىخنديديد ! 111 - ولى من امروز آنان را به خاطر صبر و استقامتشان پاداش دادم آنها پيروز و رستگارند .
تفسير : با من سخن نگوئيد !
در آيات گذشته سخن از مجازات دردناك دوزخيان بود ، و در تعقيب آن آيات مورد بحث گوشه اى از گفتگوى پروردگار را با آنها بازگو مىكند نخست اينكه خداوند آنها را با اين سخن عتاب آميز مخاطب ساخته مىگويد : « آيا آيات من بر شما خوانده نمىشد و شما آن را تكذيب مىكرديد » ؟ ( * ( أَ لَمْ تَكُنْ آياتِي تُتْلى عَلَيْكُمْ فَكُنْتُمْ بِها تُكَذِّبُونَ ) * ) ( 1 ) .
آيا به اندازه كافى آيات و دلائل روشن وسيله پيامبرانم براى شما نفرستادم آيا اتمام حجت به شما نكردم و شما پيوسته راه انكار و تكذيب را پيش مىگرفتيد ! .
مخصوصا با توجه به جمله « تتلى » و « تكذبون » كه هر دو فعل مضارع است و دليل بر استمرار ، روشن مىشود كه تلاوت آيات الهى بر آنها تداوم داشته همانگونه كه تكذيب آنها در برابر اين آيات ! آنها در پاسخ اين سؤال اعتراف مىكنند و « مىگويند : آرى چنين است اى پروردگار ما ! ولى شقاوت و بدبختى ما ، بر ما چيره شد ، و ما قوم گمراهى بوديم ( * ( قالُوا رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَيْنا شِقْوَتُنا وَكُنَّا قَوْماً ضالِّينَ ) * ) .
هامش
( 1 ) در حقيقت اين جمله داراى محذوفى است ، و در تقدير چنين است يقول اللَّه تعالى * ( أَ لَمْ تَكُنْ ) * . . .