به خودشان باز مىگرداند .
نخست مىگويد : « بگو زمين و كسانى كه در زمينند از آن كيست ، اگر شما مىدانيد » ؟ ! ( * ( قُلْ لِمَنِ الأَرْضُ وَمَنْ فِيها إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ) * ) .
سپس اضافه مىكند آنها بر اساس نداى فطرت و اعتقادى كه به خداوند آفريننده هستى دارند « در پاسخ تو مىگويند مالكيت زمين و آنچه در آنست براى خدا است » ( * ( سَيَقُولُونَ لِلَّه ) * ) .
ولى تو به آنها « بگو اكنون كه چنين است و خود شما نيز اعتراف داريد چرا متذكر نمىشويد » ( * ( قُلْ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ ) * ) .
با اين اعتراف صريح و روشن چگونه زنده شدن انسان را بعد از مرگ بعيد مىشمريد ؟ و از قدرت فراگير خداوند بزرگ دور مىدانيد ؟
دگر بار دستور مىدهد از آنها سؤال كن و « بگو چه كسى پروردگار آسمانهاى هفتگانه و پروردگار عرش عظيم است » ؟ ! ( * ( قُلْ مَنْ رَبُّ السَّماواتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ ) * ) .
باز آنها روى همان فطرت توحيدى و اعتقادى كه به اللَّه به عنوان خالق هستى دارند « مىگويند همه اينها از آن خدا است » ( * ( سَيَقُولُونَ لِلَّه ) * ) .
با اين اقرار آشكار به آنها « بگو شما كه خود به اين واقعيت معترفيد چرا از خدا نمىترسيد و منكر قيامت و بازگشت مجدد انسان به زندگى مىشويد » ؟ ! ( * ( قُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ ) * ) .
بار ديگر از آنها درباره حاكميت بر آسمانها و زمين سؤال كن و « بگو ، چه
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 295
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٩٥