وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَه الْهُدى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّه ما تَوَلَّى وَنُصْلِه جَهَنَّمَ وَساءَتْ مَصِيراً : « هر كس از در مخالفت با پيامبر در آيد و از طريقى جز طريق مؤمنان پيروى كند او را به همان راه كه مىرود مىبريم و به دوزخ مىفرستيم ، و بد جايگاهى دارد » .
در روايات اسلامى در بحث روايات متعارض مىبينيم كه يكى از معيارهاى ترجيح همان شهرت در ميان اصحاب و ياران و پيروان ائمه هدى است ، چنان كه امام صادق ع فرمود :
ينظر الى ما كان من روايتهما عنا فى ذلك الذى حكما به المجمع عليه عند اصحابك فيؤخذ به من حكمنا و يترك الشاذ الذى ليس بمشهور عند اصحابك فان المجمع عليه لا ريب فيه :
« هنگامى كه دو نفر قاضى اختلاف نظر پيدا كنند و سر چشمه آن ، اختلاف روايات باشد بايد نگاه كرد و ديد كداميك از آن دو روايت مورد قبول نزد اصحاب تو است ؟ بايد آن را گرفت و روايتى كه نزد اصحاب مشهور نيست رها كرد ، چرا كه روايت مشهور شكى در آن نيست » ( 1 ) .
و در نهج البلاغه مىخوانيم :
و الزموا السواد الاعظم ، فان يد اللَّه مع الجماعة ، و اياكم و الفرقه ، فان الشاذ من الناس للشيطان ، كما ان الشاذ من الغنم للذئب :
« هميشه همراه جمعيتهاى بزرگ باشيد كه دست خدا با جماعت است ، و از پراكندگى بپرهيزيد كه انسان تك و تنها بهره شيطان است ، چونان كه گوسفند تنها طعمه گرگ » ! ( 2 ) .
و نيز در نهج البلاغه مىخوانيم :
و الزموا ما عقد عليه حبل الجماعة :
« آنچه را كه پيوند جمعيت با آن گره خورده است رها مكنيد » ( 3 ) .
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه جلد 18 صفحه 76 ( كتاب القضاء باب 9 از ابواب صفات القاضى ) .
( 2 ) نهج البلاغه خطبه 127 .
( 3 ) نهج البلاغه خطبه 151 .