خدا اين خطورات زودگذر و القائات شيطانى را از صفحه افكارشان محو مىكرد و آنها را در همان صراط مستقيم پيش مىبرد .
اين تفسير نيز با آيات دوم و سوم مورد بحث چندان سازگار نيست ، چرا كه قرآن اين القائات شيطانى را وسيله آزمايش كافران و آگاهى مؤمنان مىشمرد در حالى كه خطورات قلبى پيامبران كه به زودى محو مىشود چنين اثرى نمىتواند داشته باشد .
از مجموع آنچه گفتيم روشن مىشود كه تفسير اول از همه مناسبتر است ، كه در حقيقت اشاره به فعاليتهاى شياطين و وسوسههاى آنها در برابر برنامههاى سازنده انبياء است چرا كه آنها هميشه مىخواستند با القائات خود اين برنامهها و تقديرها را بهم بزنند ، اما خدا مانع از آن مىشد .
2 - افسانه ساختگى غرانيق !
در بعضى از كتب اهل سنت روايات عجيبى در اينجا از ابن عباس نقل شده كه : پيامبر خدا ص در مكه مشغول خواندن سوره « النجم » بود ، چون به آياتى كه نام بتهاى مشركان در آن بود رسيد ( أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى وَمَناةَ الثَّالِثَةَ الأُخْرى در اين هنگام شيطان اين دو جمله را بر زبان او جارى ساخت :
تلك الغرانيق العلى ، و ان شفاعتهن لترتجى ! ) .
( اينها پرندگان زيباى بلند مقامى هستند و از آنها اميد شفاعت است ! ) ( 1 ) .
در اين هنگام مشركان خوشحال شدند و گفتند محمد ص تا كنون نام خدايان ما را به نيكى نبرده بود ، در اين هنگام پيامبر ص سجده كرد و آنها هم سجده كردند ، جبرئيل نازل شد و به پيامبر ص اخطار كرد كه اين دو جمله را من
هامش
( 1 ) غرانيق جمع غرنوق ( بر وزن مزدور ) يك نوع پرنده آبى سفيد يا سياه رنگ است و به معانى ديگر نيز آمده ( قاموس اللغة ) .