و به اين ترتيب هم مساكن پر زرق و برق و مستحكم آنها بى صاحب ماند و هم آبهايى كه مايه آبادى زمينهايشان بود .
نكته :
جالب اينكه در رواياتى كه از طرق اهل بيت ع به ما رسيده جمله « و بئر معطلة » به علما و دانشمندانى كه در جامعه تنها ماندهاند و كسى از علومشان بهره نمىگيرد تفسير شده است ! .
از امام موسى بن جعفر ع در تفسير جمله « * ( وَبِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَشِيدٍ ) * » مىخوانيم :
البئر المعطلة الامام الصامت ، و القصر المشيد الامام الناطق :
« چاه معطل كه از آن بهره نمىگيرند ، امام خاموش ، و قصر محكم سر برافراشته امام ناطق است » .
نظير همين مضمون از امام صادق ع نيز نقل شده است ( 1 ) .
اين تفسير در حقيقت نوعى از تشبيه است ( همانگونه كه حضرت مهدى ع و عدالت عالمگير او در روايات به « ماء معين » « آب جارى » تشبيه شده است ) يعنى هنگامى كه امام در مسند حكومت قرار گيرد همچون قصر رفيع محكمى است كه از دور و نزديك ديدهها را به خود جلب مىكند و پناهگاهى براى همگان است ، اما هنگامى كه از مسند حكومت دور گردد و مردم اطراف او را خالى كرده ، نااهلان بجاى او بنشينند به چاه پر آبى مىماند كه به دست فراموشى سپرده شود ، نه تشنه كامان از آن بهره مىگيرند و نه درختان و گياهان با آن پرورش مىيابند .
هامش
( 1 ) تفسير برهان جلد 3 صفحه 30 .