است كه خداوند در باره او فرمود * ( وَآتَيْناه الْحُكْمَ صَبِيًّا ) * ( 1 ) .
البته بايد توجه داشت منظور از « لعب » در اينجا سرگرميهاى بيهوده و به تعبير ديگر بيهوده گرايى است ، اما گاه مىشود لعب و بازى هدفى را تعقيب مىكند هدفى منطقى و عقلانى ، مسلما اين گونه بازيها از اين حكم مستثنى است .
4 - شهادت يحيى
نه تنها تولد يحيى شگفتانگيز بود ، مرگ او هم از پاره اى جهات عجيب بود ، غالب مورخان مسلمان ، و همچنين منابع معروف مسيحى جريان اين شهادت را چنين نقل كردهاند ( هر چند اندك تفاوتى در خصوصيات آن در ميان آنها ديده مىشود ) .
يحيى قربانى روابط نامشروع يكى از طاغوتهاى زمان خود با يكى از محارم خويش شد به اين ترتيب كه « هروديس » پادشاه هوسباز فلسطين ، عاشق « هيروديا » دختر برادر خود شد ، و زيبايى وى دل او را در گرو عشقى آتشين قرار داده ، لذا تصميم به ازدواج با او گرفت ! .
اين خبر به پيامبر بزرگ خدا ص يحيى رسيد ، او صريحا اعلام كرد كه اين ازدواج نامشروع است و مخالف دستورات تورات مىباشد و من به مبارزه با چنين كارى قيام خواهم كرد .
سر و صداى اين مساله در تمام شهر پيچيد و به گوش آن دختر « هيروديا » رسيد ، او كه يحيى را بزرگترين مانع راه خويش مىديد تصميم گرفت در يك فرصت مناسب از وى انتقام گيرد و اين مانع را از سر راه هوسهاى خويش بردارد .
ارتباط خود را با عمويش بيشتر كرد و زيبايى خود را دامى براى او قرار داد و آن چنان در وى نفوذ كرد كه روزى « هيروديس » به او گفت : هر آرزويى
هامش
( 1 ) نور الثقلين جلد 3 صفحه 325 .