در اين زندگى كرد تا قلبش اطمينان بيشترى يابد - زكريا از خدا تقاضاى چنين نشانه و آيتى نمود .
« خدا به او فرمود : نشانه تو آنست كه سه شبانه روز تمام در حالى كه زبانت سالم است قدرت سخن گفتن با مردم را نخواهى داشت » ( تنها زبانت به ذكر خدا و مناجات با او گردش مىكند ) ( * ( قالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَ لَيالٍ سَوِيًّا ) * ) :
اما چه نشانه عجيبى ، نشانه اى كه از يك سو هماهنگ با حال مناجات و دعاى او بود ، و از سوى ديگر او را از همه خلايق مىبريد و به خدا پيوند مىداد تا در اين حال شكر اين نعمت بزرگ را بجا آورد و بيش از پيش به نيايش خدا وا دارد .
اين نشانه آشكارى است كه انسان با داشتن زبان سالم و قدرت بر هر گونه نيايش با پروردگار در برابر مردم توانايى سخن گفتن را نداشته باشد .
بعد از اين بشارت و اين آيت روشن « زكريا » از محراب عبادتش به سراغ مردم آمد و با اشاره به آنها چنين گفت : صبح و شام تسبيح پروردگار بگوئيد « ( * ( فَخَرَجَ عَلى قَوْمِه مِنَ الْمِحْرابِ فَأَوْحى إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِيًّا ) * ) .
چرا كه نعمت بزرگى كه خدا به زكريا ارزانى داشته بود دامنه آن همه قوم را فرا مىگرفت و در سرنوشت آينده همه آنها تاثير داشت ، به همين دليل سزاوار بود همگى به شكرانه آن نعمت به تسبيح خدا برخيزند و مدح و ثناى الهى گويند .
از اين گذشته اين موهبت كه اعجازى محسوب مىشد مىتوانست پايههاى ايمان را در دلهاى افراد محكم كند ، اين نيز موهبت ديگرى بود .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 19
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٩