54 - گفت آيا به من بشارت مىدهيد با اينكه پير شدهام ؟ به چه چيز بشارت مىدهيد ؟
55 - گفتند تو را به حق بشارت داديم ، از مايوسان مباش ! 56 - گفت چه كسى جز گمراهان از رحمت پروردگارش مايوس مىشود .
57 - ( سپس ) گفت ماموريت شما چيست اى فرستادگان خدا ؟
58 - گفتند ما به سوى يك قوم گنهكار ماموريت پيدا كردهايم ( تا آنها را هلاك كنيم ) .
59 - مگر خاندان لوط كه همگى آنها را نجات خواهيم داد . . .
60 - بجز همسرش كه مقدر داشتيم از بازماندگان ( در شهر و هلاك شوندگان ) باشد .
تفسير : ميهمانان ناشناس ؟
از اين آيات به بعد . قسمتهاى آموزنده اى را از تاريخ پيامبران بزرگ و اقوام سركش به عنوان نمونههاى روشنى از بندگان مخلص ، و پيروان شيطان ، بيان مىكند .
جالب اينكه نخست از داستان مهمانهاى ابراهيم شروع مىكند ( همان فرشتگانى كه در لباس بشر به سراغ او آمدند نخست بشارت به تولد فرزند برومندى و سپس خبر از مجازات دردناك قوم لوط دادند ) .
چرا كه در دو آيه قبل به پيامبر اسلام ص دستور داده شد كه هم مقام رحمت خدا را براى بندگان بازگو كند ، و هم عذاب اليم او را ، و در داستان مهمانهاى ابراهيم ، دو نمونه زنده از دو صفت فوق ديده مىشود ، و به اين ترتيب پيوند ميان اين آيات گذشته مشخص مىگردد .
نخست مىگويد : « به بندگانم از مهمانهاى ابراهيم خبر ده » ( * ( وَنَبِّئْهُمْ عَنْ ضَيْفِ إِبْراهِيمَ ) * ) .
گرچه « ضيف » در اينجا به صورت مفرد است ، ولى همانگونه كه بعضى از مفسران بزرگ گفتهاند « ضيف » هم معنى مفرد دارد و هم معنى جمع ( مهمان