منقلب و ناراحت شد ) و فرمود :
اللهم لك الحمد و اليك المشتكى و انت المستعان على ما ارى :
خدايا حمد از آن تو است و شكايت به تو مىآورم ، و تو در برابر آنچه مىبينم يار و مددكار مايى .
سپس فرمود :
لئن ظفرت لامثلن و لامثلن و لامثلن :
اگر من بر آنها چيره شوم آنها را مثله مىكنم ، آنها را مثله مىكنم ، آنها را مثله مىكنم ( و طبق روايت ديگرى فرمود هفتاد نفر آنها را مثله خواهم كرد ) .
در اين هنگام آيه نازل شد ( * ( وَإِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِه وَلَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ ) * ) .
بلافاصله پيامبر عرض كرد : « اصبر اصبر » : « خدايا صبر مىكنم ، صبر مىكنم » ( 1 ) ! با اينكه اين لحظه شايد دردناكترين لحظه اى بود كه در تمام عمر بر پيامبر گذشت ، ولى باز پيامبر بر اعصاب خود مسلط گشت و راه دوم كه راه عفو و گذشت بود انتخاب كرد . و چنان كه در تاريخ در سر گذشت فتح مكه مىخوانيم ، آن روز كه پيامبر ص بر اين سنگدلان پيروز و مسلط شد فرمان عفو عمومى صادر كرد ، و به وعده خودش در جنگ احد وفا نمود . ( 2 ) و به راستى اگر انسان بخواهد نمونه عالى بزرگوارى و عواطف انسانى را ببيند بايد داستان احد را در كنار داستان فتح مكه بگذارد و آن دو را با هم مقايسه كند .
شايد تا كنون هيچ ملت پيروز مسلطى با قوم شكست خورده اين معامله اى را كه پيامبر ص و مسلمانان پس از پيروزى با مشركان مكه كردند نكرده باشد
هامش
( 1 ) تفسير عياشى و تفسير در المنثور ذيل آيه مورد بحث ( بنا به نقل تفسير الميزان ) .
( 2 ) در پاره اى از روايات ديده مىشود كه اين جمله ( اگر پيروز شديم ما بيشتر از اين تعداد آنها را مثله خواهيم كرد ) را گروهى از مسلمانان گفتند ( تفسير تبيان جلد 6 صفحه 440 ) .