اين حق را براى خود قائل بودند كه اشيايى را حلال يا حرام كنند ، و معتقد بودند خدا هم موافق بدعتهاى آنها است ( بنا بر اين نخست بدعتى مىگذاردند و حلال و حرامى درست مىكردند ، سپس آن را به خدا نسبت مىدادند و مرتكب افتراى ديگرى مىشدند ) ( 1 ) .
در پايان آيه به عنوان يك اخطار جدى مىگويد : « كسانى كه به خدا دروغ و افترا مىبندند هيچگاه رستگار نخواهند شد » ( * ( إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّه الْكَذِبَ لا يُفْلِحُونَ ) * ) .
اصولا دروغ و افترا مايه بدبختى و نارستگارى است ، درباره هر كس كه باشد تا چه رسد به اينكه درباره خداوند بزرگ صورت گيرد كه گناه و آثار سوء آن مضاعف مىگردد .
آيه بعد اين عدم رستگارى را چنين توضيح مىدهد : « با اين اعمال در اين دنيا تمتع و بهره كمى مىگيرند ولى در برابر آن عذاب دردناكى در انتظار آنها است » ( * ( مَتاعٌ قَلِيلٌ وَلَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ ) * ) .
اين متاع قليل ، ممكن است اشاره به جنينهاى مرده حيوانات باشد كه براى خود حلال مىشمردند ، و از گوشت آن استفاده مىكردند ، يا اشاره به اشباع حس خودخواهى و خودپرستيشان باشد كه بوسيله اين بدعتها صورت مىگرفت ، و يا اينكه وسيله پايههاى شرك و بت پرستى را تحكيم مىكردند و مردم را با آن سرگرم ساخته ، مدتى بر آنها حكومت مىنمودند كه اينها همه « * ( مَتاعٌ قَلِيلٌ ) * » بود كه به دنبال آن « * ( عَذابٌ أَلِيمٌ ) * » قرار داشت .
هامش
( 1 ) به همين دليل در آيه مورد بحث افتراى به خدا كه با « لام » ذكر شده به عنوان نتيجه و غايت بدعتهاى آنها معرفى شده است ( دقت كنيد ) .