هنگامى كه خارج شد ، وسوسههاى شيطانى براى عمل منافى عفت در دل او پيدا شد ، اما بلافاصله در اين فكر فرو رفت ، كه اگر فردا پيامبر ص از او در اين باره سؤال كند چه بگويد ، بگويد چنين عملى را مرتكب نشده است ، اينكه دروغ است و اگر راست بگويد حد بر او جارى مىشود ، و همين گونه در رابطه با ساير كارهاى خلاف اين طرز فكر و سپس خوددارى و اجتناب براى او پيدا شد و به اين ترتيب ترك دروغ سرچشمه ترك همه گناهان او گرديد .
3 - دروغ سرچشمه نفاق است -
چرا كه راستگويى يعنى هماهنگى زبان و دل ، و بنا بر اين دروغ ناهماهنگى اين دو است ، و نفاق نيز چيزى جز تفاوت ظاهر و باطن نيست .
در آيه 77 سوره توبه مىخوانيم : فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِي قُلُوبِهِمْ إِلى يَوْمِ يَلْقَوْنَه بِما أَخْلَفُوا اللَّه ما وَعَدُوه وَبِما كانُوا يَكْذِبُونَ : « اعمال آنها نفاقى در دلهايشان تا روز قيامت ايجاد كرد ، به خاطر اينكه عهد خدا را شكستند و به خاطر اينكه دروغ مىگفتند » .
4 - دروغ با ايمان سازگار نيست -
اين واقعيت نه تنها در آيه مورد بحث كه در احاديث اسلامى نيز منعكس است : در حديثى چنين مىخوانيم : سئل رسول اللَّه ( ص ) يكون المؤمن جبانا ؟ قال نعم ، قيل و يكون بخيلا ؟ قال نعم ، قيل يكون كذابا ؟ قال لا ! « از پيامبر پرسيدند آيا انسان با ايمان ممكن است ( گاهى ) ترسو باشد فرمود : آرى ، باز پرسيدند آيا ممكن است ( احيانا ) بخيل باشد فرمود : آرى ، پرسيدند آيا ممكن است كذاب و دروغگو باشد ؟ فرمود نه » ! ( 1 ) .
چرا كه دروغ از نشانههاى نفاق است و نفاق با ايمان سازگار نيست .
و نيز به همين دليل اين سخن از امير مؤمنان ع نقل شده است :
لا يجد العبد طعم الايمان حتى يترك الكذب هزله وجده :
« انسان هيچگاه طعم
هامش
( 1 ) جامع السعادات جلد 2 صفحه 322 .