بهره مند خواهد بود .
بعد از تكميل اين سه اصل مثبت به سه اصل منفى و منهى مىپردازد و مىگويد : « خداوند از فحشاء و منكر و بغى ، نهى مىكند » ( * ( وَيَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ ) * ) .
پيرامون اين تعبيرات سه گانه « فحشاء » « منكر » و « بغى » نيز مفسران سخن بسيار گفتهاند ، اما آنچه مناسبتر با معنى لغوى و قرينه مقابله اين صفات با يكديگر به نظر مىرسد آنست كه « فحشاء » اشاره به گناهان پنهانى « منكر » اشاره به گناهان آشكار ، و بغى ، هر گونه تجاوز از حق خويش و ظلم و خود برتربينى نسبت به ديگران است .
بعضى از مفسران ( 1 ) گفتهاند : سرچشمه انحرافات اخلاقى ، سه قوه است :
قوه شهوانى و غضبى و نيروى وهمى شيطانى .
اما قوه شهوانى ، انسان را به لذتگيرى هر چه بيشتر مىخواند ، و غرق در « فحشاء » و زشتيها مىكند .
قوه غضبيه ، انسان را به انجام « منكرات » و آزار مردم وا مىدارد .
اما قوه وهميه شيطانيه ، حس برترىطلبى و رياست خواهى و انحصار جويى و « تجاوز به حقوق ديگران » را در انسان زنده مىكند و او را به اين اعمال وا مىدارد .
خداوند با تعبيرهاى سه گانه فوق نسبت به طغيان اين غرائز ، هشدار داده و با يك بيان جامع كه همه انحرافات اخلاقى را در بر مىگيرد به راه حق ، هدايت نموده است .
و در پايان آيه ، به عنوان تاكيد مجدد روى تمام اين اصول ششگانه مىفرمايد : « خداوند به شما اندرز مىدهد شايد متذكر شويد » ( * ( يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ) * ) .
هامش
( 1 ) تفسير كبير فخر رازى جلد 20 صفحه 104 .