خود با پيامبران به صورت پراكنده عمل نمىكردند ، بلكه داراى خط مشترك و برنامه واحدى بودند كه با عملكردهاى هماهنگ تقويت مىشد ، جايى كه گمراهان براى خود چنين برنامه اى داشته باشند آيا پيروان راستين راه حق نبايد در مسير خود از طرحهاى هماهنگ و مشترك پيروى كنند .
2 - مرجع ضمير در « نسلكه »
اين جمله اشاره به آن مىكند كه خداوند آيات خود را از طرق مختلف آن چنان به مجرمان و مخالفان تفهيم مىكند كه گويى در دل آنها وارد شده است اما متاسفانه عدم قابليت و ناآمادگى محل ، سبب بيرون راندن آن و جذب نشدن در درون جانشان مىگردد ، درست مانند غذاى مقوى و مفيدى كه معده ناسالم ، آن را جذب نكرده و به بيرون باز مىگرداند ( و اين حقيقت درست از ماده سلوك كه ماده اصلى نسلكه مىباشد فهميده مىشود ) .
بنا بر اين ضمير « نسلكه » به « ذكر » ( قرآن ) كه در آيات قبل آمده باز مىگردد ، و همچنين ضمير « به » در جمله بعد ، جمله « لا يؤمنون به » نيز به همين معنى باز مىگردد ، يعنى با اينهمه آنها ايمان به اين آيات نمىآورند .
بنا بر اين هماهنگى در ميان دو ضمير كاملا برقرار است ، نظير همين تعبير با همين معنى در سوره شعراء آيه 200 و 201 ديده مىشود ) .
ولى بعضى احتمال دادهاند كه ضمير در « نسلكه » به استهزاء كه از آيه قبل استفاده مىشود باز گردد ، بنا بر اين معنى جمله چنين مىشود ما اين استهزاء و مسخره كردن را ( به خاطر گناهان و لجاجتهايشان ) در قلب آنها داخل مىكنيم .
ولى اين تفسير اگر هيچ ايراد ديگرى نداشته باشد حد اقل هماهنگى را در ميان دو ضمير از ميان مىبرد و براى تضعيف آن همين كافى است ( دقت كنيد ) .
ضمنا از جمله بالا استفاده مىشود كه وظيفه مبلغان تنها اين نيست كه مسائلى