و حق و عدالت باز گردند .
هنگامى كه اين مهلت پايان گرفت ، فرمان مرگشان فرا مىرسد و از همان لحظه مرگ مجازاتها و كيفرها شروع مىشود .
براى توضيح بيشتر درباره اجل مسمى به جلد پنجم تفسير نمونه صفحه 148 و جلد ششم صفحه 157 مراجعه فرمائيد .
بار ديگر با بيان تازه اى بدعتهاى زشت و خرافاتى را كه عربهاى جاهلى داشتند ( در زمينه تنفر از فرزندان دختر و اعتقاد به اينكه فرشتگان دختران خدايند ) محكوم كرده مىگويد : « آنها از يك سو از فرزندان دختر كراهت دارند ولى از سوى ديگر آن را براى خدا قائل مىشوند » ! ( * ( وَيَجْعَلُونَ لِلَّه ما يَكْرَهُونَ ) * ) .
اين تناقض عجيبى است و همانگونه كه در سوره نجم آيه 22 آمده است « اين يك تقسيم ناهنجار است » ! اگر فرشتگان دختران خدايند ، پس معلوم مىشود دختر چيز خوبى است ، چرا شما از فرزندان دختر ناراحت مىشويد ! و اگر بد است چرا براى خدا قائل هستيد ؟
« و با اين حال آنها به دروغ مىگويند كه سرانجام نيك و پاداش خير از براى آنها است » ( * ( وَتَصِفُ أَلْسِنَتُهُمُ الْكَذِبَ أَنَّ لَهُمُ الْحُسْنى ) * ) .
با كدام عمل ، انتظار چنين پاداشى را دارند ؟ با زنده بگور كردن دختران معصوم و بىگناه و بىدفاع ؟ و يا با تهمت و افتراء به ساحت مقدس پروردگار ؟
با كدامين عمل ؟
كلمه « حسنى » كه مؤنث « احسن » است و به معنى نيكوتر يا نيكوترين مىآيد در اينجا به معنى بهترين پاداشها و يا بهترين عاقبتها است كه اين قوم مغرور گمراه با همه جناياتشان براى خود قائل بودند ، و در اين صورت اين سؤال پيش
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 282
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٨٢