باب شانزدهم ، آنها را جمعآورى كرده است .
در صحيح مسلم نيز حديثى از پيامبر اسلام ص به مضمون زير آمده است :
پيامبر ص در ميان ياران نشسته بود ، جمعى پا برهنه و فاقد لباس خدمتش رسيدند در حالى كه شمشيرها را بر كمر بسته بودند ( و آماده جهاد بودند ) از مشاهده فقر آنها ، چهره پيامبر ص دگرگون شد ، به خانه رفت و سپس برگشت و به بلال دستور داد مردم را دعوت به اجتماع و نماز كند ، بعد از برگزارى نماز پيامبر خطبه اى خواند و فرمود : اى مردم از خدا بترسيد همان خدايى كه شما را همگى از يك نفس آفريد و بدانيد خدا مراقب شما است ، مردم ! تقوا پيشه كنيد و به فكر فرداى قيامت باشيد ، هر كدام بتوانيد از دينار ، درهم ، لباس ، گندم ، خرما ، حتى بخشى از يك دانه خرما به نيازمندان كمك كنيد .
در اين هنگام مردى از انصار ، كيسه پولى آورد كه در دستش جاى نميگرفت اين امر سبب تشويق مردم شد و پشت سر هم كمكهاى مختلف فراهم كردند به حدى كه دو كوپه از مواد غذايى و لباس جمع شد ، آثار سرور در چهره پيامبر ص نمايان گشت در اين هنگام فرمود :
من سن فى الاسلام سنة حسنة فله اجرها و اجر من عمل بها بعده من غير ان ينقص من اجورهم شىء و من سن فى الاسلام سنة سيئة كان عليه وزرها و وزر من عمل بها من بعده من غير ان ينقص من اوزارهم شىء ( 1 ) .
معنى اين بخش از حديث همانند احاديث سابق است .
در اينجا سؤالى پيش مىآيد كه اين احاديث و مانند آن از آيات قرآن ، با آيه 164 انعام وَلا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى ( كسى گناه ديگرى را بر دوش نمىكشد ) چگونه سازگار است ؟
پاسخ اين سؤال با توجه به يك نكته كاملا روشن است ، و آن اينكه اينها
هامش
( 1 ) صحيح مسلم جلد 2 صفحه 704 ( باب الحث على الصدقة و لو بشق تمره ) .