در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه چگونه قرآن گفته است « قسمتى از بار گناهان كسانى را كه گمراه كردهاند بر دوش دارند » و نگفته همه بار گناهان آنها را ، با اينكه در روايات مىخوانيم اگر كسى سنت بدى بگذارد تمام گناهان كسانى كه به آن عمل كردهاند بر دوش مىكشد .
بعضى از مفسران در پاسخ اين سؤال گفتهاند كه « پيروان گمراه » دو نوع گناه دارند گناهانى را كه به عنوان پيروى از رهبرانشان مرتكب مىشوند ، و گناهانى را كه مستقلا دارند ، آنچه بر دوش رهبران سنگينى مىكند نوع اول است .
و بعضى « من » را در آيه فوق براى تبعيض نگرفتهاند بلكه براى بيان اينكه گناهان پيروان بر دوش رهبران است دانستهاند .
ولى تفسير ديگرى به نظر مىرسد كه از همه اينها دلچسبتر است ، و آن اينكه پيروان گمراه دو حالت دارند ، گاهى آگاهانه به دنبال اين رهبران منحرف مىافتند كه نظيرش را در طول تاريخ فراوان ديدهايم ، در اين صورت عامل گناه هم دستور رهبران است و هم تصميم خودشان ، و در اينجا است كه يك سهم از مسئوليت گناهانشان بر دوش رهبران است ( بى آنكه چيزى از گناهان آنها كاسته شود ) .
اما گاه مىشود كه پيروان بدون اينكه مايل باشند اغفال مىشوند و تحت تاثير وسوسههاى رهبران گمراه قرار مىگيرند كه نمونه آن در ميان مردم عوام در بسيارى از جوامع ديده مىشوند ، آنها حتى ممكن است با قصد « تقرب الى اللَّه » به دنبال چنين برنامه هايى حركت كنند ، در اين صورت همه بار گناهانشان بر دوش پيشوايان گمراه است ، و خودشان اگر در تحقيق كوتاهى نكرده باشند مسئوليتى ندارند ، ولى دسته اول كه با علم و آگاهى تبعيت كردهاند مسلما سر سوزنى از گناهشان كم نمىشود در عين اينكه پيشوايانشان سهمى از مسئوليت را
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 201
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٠١