و از آنجا كه كشتيها به هنگام حركت آبها را با سينه خود مىشكافند به آنها « ماخر » يا « ماخره » مىگويند .
اصولا چه كسى اين خاصيت را در ماده اى كه كشتى را از آن مىسازند قرار داد تا روى آب بايستد ، آيا اگر همه چيز از آب سنگينتر بود و فشار مخصوص آب نيز نبود ، هرگز مىتوانستيم بر صفحه بىكران اقيانوسها حركت كنيم ؟
به علاوه چه كسى بادهاى منظم را بر صفحه اقيانوسها به حركت در آورد ؟
و يا چه كسى در بخار آن همه قدرت آفريد تا با نيروى آن كشتيهاى موتورى را بر صفحه اقيانوسها به حركت در آوريم ؟ آيا هر يك از اينها نعمت بزرگى نيست ؟
توجه به اين نكته كه راههاى دريايى از جادههاى خشكى بسيار وسيعتر ، كمخرجتر و آماده تر است ، و نيز توجه به اينكه كشتيهاى غولپيكر كه گاهى به عظمت يك شهر مىباشند ، عظيمترين وسيله نقليه بشر را تشكيل مىدهند عظمت نعمت درياها را براى كشتيرانى واضحتر مىكند .
پس از بيان نعمت درياها ، به سراغ كوههاى سخت و سنگين مىرود و مىگويد : « در زمين كوههاى ثابت و مستقرى افكند تا از لرزش و حركت آن جلوگيرى كند ، و به شما آرامش بخشد » ( * ( وَأَلْقى فِي الأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ ) * ) ( 1 ) .
در گذشته نيز گفتهايم كوهها از ريشه به هم پيوستهاند و همچون زرهى كره زمين را در بر گرفتهاند ، و اين سبب مىشود كه از لرزشهاى شديد زمين كه بر اثر فشار گازهاى درونى هر لحظه ممكن است رخ دهد تا حد زيادى جلوگيرى شود .
هامش
( 1 ) * ( أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ ) * در تقدير « لئلا تميد بكم » يا « كراهة ان تميد بكم » بوده است .