كارهايى همچون دريدن جامه و نوحه گرى و پلاس به كمر بستن كه علامت عزادارى مخصوص بود خوددارى كند .
بهر حال بعد از اسلام نيز اين داستان در نوشتههاى مورخين شرق و غرب گاهى با شاخ و برگهاى اضافى آمده است در شعر فارسى نخستين قصه يوسف و زليخا را به فردوسى نسبت ميدهند و پس از او يوسف و زليخاى شهاب الدين عمعق و مسعودى قمى است و بعد از او ، يوسف و زليخاى عبد الرحمن جامى شاعر معروف قرن نهم است ( 1 ) .
5 - چرا بر خلاف سرگذشتهاى ساير انبياء داستان يوسف يك جا بيان شده است ؟
- يكى از ويژگيهاى داستان يوسف اين است كه همه آن يك جا بيان شده ، بخلاف سرگذشت ساير پيامبران كه به صورت بخشهاى جداگانه در سورههاى مختلف قرآن پخش گرديده است .
اين ويژگى به اين دليل است كه تفكيك فرازهاى اين داستان با توجه به وضع خاصى كه دارد پيوند اساسى آن را از هم مىبرد ، و براى نتيجه گيرى كامل همه بايد يك جا ذكر شود ، فى المثل داستان خوب يوسف و تعبيرى كه پدر براى آن ذكر كرد كه در آغاز اين سوره آمده بدون ذكر پايان داستان مفهومى ندارد .
لذا در اواخر اين سوره مىخوانيم ، هنگامى كه يعقوب و برادران يوسف به مصر آمدند و در برابر مقام پر عظمت او خضوع كردند ، يوسف رو به پدر كرد و گفت : يا أَبَتِ هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَها رَبِّي حَقًّا : « پدرم ! اين تاويل همان خوابى است كه در آغاز ديدم خداوند آن را به واقعيت پيوست » ( آيه 100 ) .
هامش
( 1 ) كشف الظنون حاج خليفه ج 2 ص 661 .