و نيز همانجا يادآور شديم كه آفرينش جهان در شش دوران متوالى و پى در پى با اينكه خدا قدرت داشت تمام عالم را در يك لحظه بيافريند به خاطر آنست كه اين آفرينش تدريجى كه هر زمان چهره تازه و رنگ نو و شكل بديعى پيدا مىكند ، بهتر و بيشتر ، قدرت و عظمت خدا را معرفى مىنمايد .
او مىخواست قدرت خويش را در هزاران چهره بنمايد ، نه تنها در يك چهره ، در هزاران لباس حكمتش را نشان دهد ، نه تنها در يك لباس ، تا شناخت ذات پاكش و همچنين شناخت قدرت و حكمتش آسانتر و روشنتر باشد ، و دلائلى به تعداد ايام و سالها و قرون و اعصارى كه بر عالم گذشته است ، براى معرفتش در اختيار ما باشد .
سپس اضافه مىكند : و « عرش او ( عرش خداوند ) بر آب قرار داشت » ( * ( وَكانَ عَرْشُه عَلَى الْماءِ ) * ) .
براى فهم تفسير اين جمله بايد به مفهوم دو كلمه « عرش » و « ماء » آشنا شويم :
« عرش » در اصل به معنى « سقف » يا « شيئى سقفدار » است ، و به تختهاى بلند همانند تختهاى سلاطين گذشته نيز عرش گفته مىشود ، و همچنين داربستهايى كه درختهاى مو و مانند آن را روى آن قرار مىدهند .
اما اين كلمه بعدا به معنى قدرت نيز به كار رفته است ، همانگونه كه واژه « تخت » در فارسى نيز به همين معنى استعمال مىشود :
در عربى گفته مىشود فلان استوى على عرشه - او - ثل عرشه : « فلان كس بر تخت نشست » يا « تختش فرو ريخت » كنايه از اينكه به قدرت رسيد و يا قدرتش نابود شد ، در فارسى نيز مىگوئيم فلان كس را بر تخت نشاندند و يا از تخت بپائينش كشيدند . ( 1 )
هامش
( 1 ) البته گاهى « عرش » در مقابل « كرسى » استعمال مىشود و مفهوم ديگرى دارد كه در تفسير آية الكرسى سوره بقره جلد 2 صفحه 200 به بعد ذكر كرديم .