است كه هر چه بيشتر به آنها بدهد و ظالم كسى است كه حق ديگران را از آنان باز دارد ! و به تعبير ديگر آنها فاقد هر گونه شخصيت اجتماعى هستند و تنها داراى يك شخصيت فردى و در چهار چوبه منافع خويش مىباشند ، و همه چيز را تنها از اين زاويه مىنگرند ! .
لذا مىگويد : « بعضى از آنها در تقسيم صدقات به تو عيب مىگيرند » و مىگويند عدالت را رعايت نكردى ( * ( وَمِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقاتِ ) * ) .
اما در حقيقت چنين است كه آنها به منافع خويش مىنگرند « اگر سهمى به آنها داده شود راضيند و خوشحال » و تو را مجرى عدالت مىدانند هر چند استحقاق نداشته باشند ( * ( فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها رَضُوا ) * ) .
« اما اگر چيزى از آن به آنها داده نشود خشمگين مىشوند » و تو را متهم به بىعدالتى مىكنند ( * ( وَإِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْها إِذا هُمْ يَسْخَطُونَ ) * ) :
« ولى اگر آنها به حق خود راضى باشند و به آنچه خدا و پيامبرش در اختيار آنها گذارده رضايت دهند و بگويند همين براى ما كافى است و اگر هم نياز بيشترى داريم خدا و پيامبر ص از فضل خود به زودى به ما مىبخشند ما تنها رضاى او را مىطلبيم و از او مىخواهيم كه ما را از اموال مردم بى نياز سازد ، اگر آنها چنين كنند به سود آنها است » ( * ( وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا ما آتاهُمُ اللَّه وَرَسُولُه وَقالُوا حَسْبُنَا اللَّه سَيُؤْتِينَا اللَّه مِنْ فَضْلِه وَرَسُولُه إِنَّا إِلَى اللَّه راغِبُونَ ) * ) .
آيا در جوامع اسلامى امروز چنين كسانى يافت نمىشوند ؟
آيا همه مردم به حق مشروع خود قانعند ؟ و هر كس تنها به مقدار حقش به آنها بدهد او را عدالتپيشه مىدانند ؟
مسلما جواب اين سؤالها منفى است ، با نهايت تاسف هنوز بسيارند كسانى كه مقياس سنجش حق و عدالت را منافع شخصى خويش مىپندارند ، و به حقوق
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 455
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٥٥