برويم و ببينيم آيا ايمان به چنين ظهورى انسان را چنان در افكار رؤيايى فرو مىبرد كه از وضع موجود خود غافل مىگردد و تسليم هر گونه شرائطى مىكند ؟
و يا اين كه به راستى اين عقيده يك نوع دعوت به قيام و سازندگى فرد و اجتماع است ؟
آيا ايجاد تحرك مىكند يا ركود ؟
آيا مسئوليت آفرين است يا مايه فرار از زير بار مسئوليتها ؟ ! و بالآخره آيا مخدر است يا بيدار كننده ؟
ولى قبل از توضيح و بررسى اين سؤالات توجه به يك نكته كاملا ضرورى است و آن اين كه سازنده ترين دستورات و عاليترين مفاهيم هر گاه بدست افراد ناوارد يا نالايق يا سوءاستفاده چى بيفتد ممكن است چنان مسخ شود كه درست نتيجه اى بر خلاف هدف اصلى بدهد و در مسيرى بر ضد آن حركت كند و اين نمونههاى بسيار دارد و مسئله « انتظار » بطورى كه خواهيم ديد در رديف همين مسائل است .
بهر حال براى رهايى از هر گونه اشتباه در محاسبه در اين گونه مباحث بايد به اصطلاح آب را از سرچشمه گرفت تا آلودگيهاى احتمالى نهرها و كانالهاى ميان راه در آن اثر نگذارد .
يعنى ما در بحث « انتظار » مستقيما به سراغ متون اصلى اسلامى رفته و لحن گوناگون رواياتى را كه روى مسئله « انتظار » تاكيد مىكند مورد بررسى قرار مىدهيم تا از هدف اصلى آگاه شويم .
اكنون با دقت به اين چند روايت توجه كنيد :
1 - كسى از امام صادق ع پرسيد چه مىگوئيد در باره كسى كه داراى ولايت پيشوايان است و انتظار ظهور حكومت حق را مىكشد و در اين حال از دنيا مىرود ؟
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 379
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٧٩