تفسير : عمران مسجد در صلاحيت همه كس نيست
از جمله موضوعاتى كه بعد از لغو پيمان مشركان و حكم جهاد با آنان ممكن بود براى بعضى مطرح گردد ، اين بود كه چرا ما اين گروه عظيم را از خود برانيم و اجازه ندهيم به مسجد الحرام براى مراسم حج قدم بگذارند ، در حالى كه شركت آنان در اين مراسم از هر نظر مايه آبادى است ، هم آبادى بناء مسجد الحرام از طريق كمكهاى مهمى كه آنها به اين كار مىكردند ، و هم آبادى معنوى از نظر افزايش جمعيت در اطراف خانه خدا ! .
آيات فوق به اين گونه افكار واهى و بى اساس پاسخ مىگويد ، و در نخستين آيه تصريح مىكند :
« مشركان حق ندارند مساجد خدا را آباد كنند ، با اينكه صريحا به كفر خود گواهى مىدهند » « * ( ما كانَ لِلْمُشْرِكِينَ أَنْ يَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّه شاهِدِينَ عَلى أَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ ) * ) .
گواهى آنها بر كفر خودشان هم از لابلاى سخنانشان آشكار است ، و هم از لابلاى اعمالشان و حتى طرز عبادت و مراسم حجشان نيز گواه اين موضوع است .
سپس به دليل و فلسفه اين حكم اشاره كرده مىگويد : « اينها به خاطر نداشتن ايمان ، اعمالشان نابود مىشود و بر باد مىرود ، و در پيشگاه خدا كمترين وزن و قيمتى ندارد » ( * ( أُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ ) * ) .
و به همين دليل « آنها جاودانه در آتش دوزخ باقى مىمانند » ( * ( وَفِي النَّارِ هُمْ خالِدُونَ ) * ) .
با اين حال نه كوششهايشان براى عمران و آبادى مسجد الحرام يا مانند