مىگويند و هرگز مثل آن را نمىآورند ) .
32 - و ( به خاطر بياور ) زمانى را كه گفتند : پروردگارا ! اگر اين حق است و از طرف تو است بارانى از سنگ از آسمان بر ما فرود آر ، يا عذاب دردناكى براى ما بفرست .
33 - ولى خداوند ، تا تو در ميان آنها هستى آنها را مجازات نخواهد كرد ، و ( نيز ) تا استغفار مىكنند خدا عذابشان نمىكند .
34 - چرا خدا آنها را مجازات نكند با اينكه از ( عبادت موحدان در كنار ) مسجد الحرام جلوگيرى مىكنند در حالى كه سرپرست آن نيستند ، سرپرست آن فقط پرهيزكارانند ولى بيشتر آنها نمىدانند .
35 - نماز آنها ( كه مدعى هستند ما هم نماز داريم ) نزد خانه ( خدا ) چيزى جز « صوت كشيدن » و « كف زدن » نبود ، پس بچشد عذاب ( الهى ) را به خاطر كفرتان !
تفسير : بيهوده گويان
در آيه گذشته نمونه اى از منطق عملى « مشركان » خرافى مكه بيان شد ، در آيات مورد بحث نمونه اى از منطق فكرى آنها منعكس شده است تا روشن شود كه آنها نه داراى سلامت فكر بودند و نه درستى عمل ، بلكه همه برنامه هايشان بى اساس و ابلهانه بود ! .
در آيه نخست مىگويد : « هنگامى كه آيات ما بر آنها خوانده شود مىگويند آن را شنيديم ( اما چيز مهمى نيست ) اگر بخواهيم مثل آن را مىگوئيم » ! ( * ( وَإِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا قالُوا قَدْ سَمِعْنا لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا ) * ) .
« اينها كه محتواى مهمى ندارد ، همان افسانههاى پيشينيان است » ! ( * ( إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الأَوَّلِينَ ) * ) .
اين سخن را در حالى مىگفتند كه بارها به فكر مبارزه با قرآن افتاده ،