خونبها راضى مىشوند ، و ما هم از آزار او راحت خواهيم شد .
پير مرد نجدى ( با خوشحالى ) گفت به خدا رأى صحيح همين است كه اين جوانمرد گفت من هم غير از آن عقيده اى ندارم ( و به اين ترتيب اين پيشنهاد به اتفاق عموم پذيرفته شد ) و آنها با اين تصميم پراكنده شدند .
جبرئيل فرود آمد و به پيامبر دستور داد كه شب را در بستر خويش نخوابد .
پيامبر شبانه به سوى غار ( ثور ) ( 1 ) حركت كرد و سفارش نمود على ع در بستر او بخوابد ( تا كسانى كه از درز در مراقب بستر پيامبر ص بودند او را در بسترش خيال كنند و تا صبح مهلت دهند و او از منطقه خطر دور شود ) .
هنگامى كه صبح شد و به خانه ريختند و جستجو كردند على ع را در بستر پيامبر ص ديدند و به اين ترتيب خداوند نقشههاى آنان را نقش بر آب كرد ، صدا زدند پس محمد ص كجاست ؟ فرمود نمىدانم آنها به دنبال رد پاى پيامبر حركت كردند تا به كوه رسيدند و به نزديكى غار اما ( با تعجب ديدند كه تار عنكبوتى در جلو غار نمايان است به يكديگر گفتند اگر او در اين غار بود اثرى از اين تارهاى عنكبوت بر در غار وجود نداشت و به اين ترتيب باز گشتند ) .
پيامبر سه روز در غار ماند ( و هنگامى كه دشمنان همه بيابانهاى مكه را جستجو كردند و خسته و مايوس باز گشتند او به سوى مدينه حركت كرد ) ( 2 ) .
تفسير : سر آغاز هجرت
بعضى معتقدند كه اين آيه و پنج آيه بعد از آن ، در مكه نازل شده است
هامش
( 1 ) غار ثور غارى است در نزديكى مكه
( 2 ) در المنثور ( طبق نقل المنار و مجمع البيان ذيل آيه فوق )